تحلیل استنادی و هم‌نویسندگی پژوهشگران حوزه‏ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم میان سال‏های 1993 تا 2012 و ترسیم ساختار علمی این حوزه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه آزاد واحد همدان

2 . استادیار علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه پیام نور کرمانشاه

3 . دانشجوی دکترای علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز

چکیده

هدف: پژوهش حاضر به تحلیل‌ استنادی و هم‏نویسندگی پژوهشگران حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در سال‏های 1993 تا 2012 و ترسیم ساختار علمی این حوزه می­پردازد.
                           
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با استفاده از روش‌های علم‌‌سنجی و به‌کارگیری برخی از قوانین و روش‌های این قلمرو، مانند قاعده‌های لوتکا و برادفورد و تحلیل استنادی به تحلیل داده‌های بازیابی‌شده از وبگاه علوم پرداخته‌است. ترسیم نقشه‌ تاریخ‌نگاری با نرم‌افزار هیست‌سایت انجام‌شده و برای بررسی وضعیت هم‌نویسندگی در حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی از نرم‌افزار یو. سی. ‌نت. و بسته مکمل آن، نت‌دراو استفاده‌شده‌است.
                           
یافته‌ها: در این بازه زمانی، 4535 مدرک از نویسندگان این حوزه در پایگاه وب علوم نمایه‌شده‌است. توزیع فراوانی مشارکت نویسندگان این حوزه از قاعده لوتکا پیروی‌می‌کند ولی توزیع فراوانی موضوعی مدارک هسته تولیدشده توسط نویسندگان این حوزه براساس قانون برادفورد مورد تأیید قرارنگرفت؛ همچنین، این حوزه، میانگین نرخ رشد سالانه معادل 4/6­درصد داشته‌است؛ درپایان، ساختار علمی این حوزه برپایه میزان استنادهای محلی و جهانی با استفاده از نرم‌افزار هیست‌سایت ترسیم و تحلیل‌شد و نتیجه از این حکایت‌می‌کرد که این حوزه از نه (9) خوشه موضوعی برپایه استنادهای محلی و جهانی تشکیل‌شده‌است؛ این حوزه، همچنین از دو مؤلفه‌ هم‌نویسندگی 26 و سیزده­جزئی تشکیل‌شده‌است.
                           
نتیجه‌گیری: همکاری میان نویسندگان این حوزه، ضعیف است. تحلیل استنادی مدرک‌های مورد بررسی نشان‌داد که میان تعداد نویسندگان و تعداد استنادهای دریافتی و میزان مشارکت یک نویسنده با تعداد مدرک‌های منتشرشده توسط او، رابطه آماری معنادار مثبت وجوددارد.
                           
 
 
 

کلیدواژه‌ها


استنادها یکی از عناصر شاخص نگارش علمی محسوب‌می­شوند و نقشی بارز در تولید و نشر اطلاعات دارند. بیان صحیح و دقیق منابع هر مقاله، علاوه‌برآنکه امکان دسترسی سریع به اصل مقاله مورد نظر را فراهم‌می­کند، نشان‌دهنده اعتبار علمی مجله و نویسندگان مقاله است (حقیقی، 1381: 216).

همکاری علم را می‏توان بازتاب فعالیت­ها و رویکردهای جامعه علمی به‌شمارآورد؛ مطالعه و بررسی این مقوله می­تواند به جامعه‌شناسی علم نیز کمک‌کند (رحیمی و فتاحی، 1386: 235).

یکی از نمود‌های بارز همکاری علمی، هم‌نویسندگی است؛ درزمینه هم‌نویسندگی هم می­توان گفت یک شبکه هم‌نویسندگی، نگاشتی از گره‌های مشترک یا ارتباط‌های میان هم‌نویسنده‏های درون یک جامعه پژوهش است؛ چنین شبکه‏هایی، نگرشی را درون ساختارهای اجتماعی جوامع پژوهشی فراهم و آشکارمی‌کنند که کدام نویسندگان همکار در فرایند ارتباطات در شبکه دارای نقش مرکزی بوده، قدرت و تأثیر‌گذاری بیشتری دارند‏ (سهیلی، عصاره، فرج‌پهلو، 1392: 2).

نقشه علمی، بازنمونی فضایی از چگونگی پیوند میان رشته‌ها، حوزه‌ها، متخصصان و مقاله‌های آنها به‌وجودمی‌آورد؛ این نقشه‌ها را می‌توان به نقشه‌های جغرافیایی که رابطه‌های سیاسی یا جنبه‌های فیزیکی را روی زمین نشان‌می‌دهند، تشبیه‌کرد؛ شبکه استنادی که در قالب این نقشه‌های فضایی نشان‌داده‌می‌شود، نموداری جهت‌دار و پیچیده است که رأس‌های آن می‌توانند به‌ترتیب زمانی، مرتب شوند و خط‌های مرزی موجود در این گراف‌ها رأس‌های قدیمی را به رأس‌های جدید وصل‌می‌کنند؛ این شبکه، الگوهای ارتباطی و همچنین چگونگی همکاری علمی و روند استنادهای محلی و جهانی پژوهشگران را نشان‌می‌دهد. نمایش فضایی، درک پژوهشگران را از رابطه‌های مفهومی و پیشرفته تسهیل‌می‌کند؛ همچنین، نگاهی عمیق به وضعیت دانش معاصر را در قلمروهای گوناگون علمی فراهم‌می‌کند (فتاحی، دانش و سهیلی، 1390: 162). حوزه­ اسلام و شاخه­های مرتبط آن، یکی از مهم­ترین دغدغه­های انسان معاصر است. اهمیت تحقیق‌های اسلامی در اوضاع کنونی کشور و جهان با توجه به اینکه جایگاه هر ملتی در عرصه بین­المللی به‌وسیله فعالیت­های علمی مشخص می­شود، سبب‌شد که سنجش کمی فعالیت دانشمندان جهانی در حوزه­ اسلام، هدف این پژوهش قرارگیرد تا جایگاه جهان در تحقیق‌های اسلامی تعیین‌شود و میزان حضور علمی دانشمندان جهانی در این حوزه در صحنه جهانی مورد ارزیابی قرارگیرد؛ بنابراین با بیان نکات مهم در این زمینه و فقدان چنین پژوهشی در این خصوص، انجام پژوهشی که به تحلیل‌ استنادی و وضعیت هم‏نویسندگی مقاله‌های حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی بپردازد، ضروری به‌نظرمی‌رسد.

هدف و پرسش‌های پژوهش

هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ‌استنادی و بررسی وضعیت هم‏نویسندگی پژوهشگران حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم میان سال‏های 1993 تا 2012 و ترسیم ساختار علمی این حوزه است؛ برای دستیابی به این هدف و سایر اهداف جزئی پژوهش، پاسخگویی به پرسش‌های زیر، ضروری است:

1. نویسندگان دارای بیشترین تولیدهای علمی این حوزه در وبگاه علوم چه کسانی هستند؟

2. آیا قاعده لوتکا توزیع نویسندگان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی را تأییدمی‌کند؟

3. توزیع فراوانی نویسندگان کشورها و دانشگاه­هایی که بیشترین همکاری علمی را در سال‌های مورد بررسی در وبگاه علوم داشته­اند، چگونه است؟

4. نرخ رشد سالانه تولیدهای علمی این حوزه چگونه است؟

5. متون علمی تولیدشده‌ حوزه در قالب چه نوع مدارکی در دسترس هستند؟

6. ضریب مشارکت نویسندگان این حوزه‌ در مدارک نمایه‌شده در وبگاه علوم در سال‌های مورد بررسی چه مقدار بوده‌است؟

7. شبکه هم‌نویسندگی موجود میان نویسندگان این حوزه چگونه است؟

8. توزیع فراوانی موضوعی مدارک هسته تولیدشده توسط نویسندگان این حوزه در وبگاه علوم، در سال‌های 1993 تا 2012 با استفاده از قاعده برادفورد چگونه است؟

9. آیا قاعده برادفورد، توزیع مجله‌های هسته را برای مجله‌های منتشرکننده مقاله‌های این حوزه تأیید
می­کند؟

10. در ترسیم تاریخ علم و ساختار علمی مدارک علمی تولیدشده در بازه زمانی مورد بررسی، خوشه­های مهم کدام‌اند؟ و موضوع‌های آنها چیست؟

فرضیه‌های پژوهش

1. میان میزان مشارکت پژوهشگران این حوزه و میزان استنادهای دریافتی آنان، رابطه آماری معناداری وجوددارد.   

2. میان میزان مشارکت پژوهشگران این حوزه‌ و میزان تولیدهای علمی آنان، رابطه آماری معناداری وجوددارد. 

پیشینه­های پژوهش

درجستجوهایی که پژوهشگران انجام­داده­اند، نشان‌داده­شده که پژوهش­هایی متعدد درزمینه علم‌سنجی و بررسی تولیدهای علمی در حوزه­های گوناگون صورت­گرفته­اند، اما تنها دو پژوهش در این زمینه به موضوع اسلام پرداخته­اند که در زیر به این دو پژوهش اشاره­شده­، به تعدادی از پیشینه‌های انجام‌شده در سایر حوزه­ها نیز به‌طور مختصر اشاره‌می­شود.

کریمی (1389)، پژوهشی را با عنوان «بررسی انتشارات علمی تولیدشده در حوزه­ اسلام» در وبگاه علوم انجام‌داد و نشان‌داد که درمجموع، 93 کشور در نگارش مدارک حوزه موضوعی اسلام در سطح جهانی نقش‌داشته­اند و از میان آنها، کشورهای ایالات متحده آمریکا، انگلستان و کانادا، در رتبه­های اول تا سوم قراردارند؛ همچنین یافته­ها نشان‌­می­دهند که 53درصد از عناوین منتشرشده در قالب نقد کتاب بوده‌اند و پس از آنها، مقالات با 6/37درصد قرارداشته­اند.

منصوری و عصاره (1388)، پژوهشی را با عنوان «کشورهای پیشرو علمی جهان اسلام در وبگاه علوم» انجام­دادند که این پژوهش به بررسی تولیدهای علمی کشور‌های اسلامی در وبگاه علوم در بازه‌ زمانی سال­های1994 تا 2008 پرداخت؛ جامعه‌ مورد بررسی این پژوهش، تعداد چهارده کشور از میان 58 کشور جهان اسلام است که درزمره‌ فعال‌ترین کشور‌های جهان اسلام بوده­اند. از مجموع 663629 مدرک موجود در وبگاه علوم که کشورهای اسلامی در سال‌های 1994 تا 2008 منتشرکرده­اند، سهم پانزده کشور مورد بررسی 202269 (2/82درصد) بود. تحلیل داده‌ها نشان‌دادند که کشورهای اسلامی مورد بررسی به‌طور میانگین در انتشار آثار خود، دارای رشد صعودی بوده‌اند و پیشتاز آنها کشور ایران است.

بررسی نقشه ده نویسنده برتر کشورهای مورد بررسی، نشان‌دهنده آن است که نویسندگان کشور ایران در حوزه شیمی، بیشترین استناد را از نویسندگان کشورهای اسلامی دریافت‌کرده‌اند و در گستره جهانی نیز، کشور لبنان در حوزه ایمنی‌شناسی، بیشترین استناد را دریافت‌کرده‌است.

فتاحی، دانش و سهیلی (1390) به پژوهشی با عنوان «بررسی وضعیت جهانی تولیدات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در سال‌های 1990 تا 2010 در وبگاه علوم با هدف ترسیم نقشه علم این دانشگاه» پرداختند؛ طبق بررسی ایشان، پژوهشگران این دانشگاه، موفق شدند، 2318 مدرک نمایه‌شده را در وبگاه علوم منتشرکنند. قاعده لوتکا و قاعده برادفورد مورد تأیید قرارگرفت. نرخ$ متوسط رشد، برابر با 2/34درصد بوده‌است. تحلیل استنادی مدرک‌های مورد بررسی نشان‌داد که میان تعداد نویسندگان با تعداد استنادهای دریافتی و میزان مشارکت یک نویسنده با تعداد مدرک‌های منتشرشده توسط او، رابطه مثبت وجوددارد؛ درپایان، ساختار علمی این دانشگاه برپایه میزان استنادهای جهانی با استفاده از نرم­‌افزار هیست­سایت ترسیم و تحلیل‌شده و از نه (9) خوشه موضوعی حکایت‌دارد.

روش­شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با استفاده از روش‌های علم‌سنجی به تحلیل استنادی و وضعیت هم‌نویسندگی پژوهشگران حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی می‏پردازد، جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام مدارک منتشرشده در بازه زمانی مورد بررسی، یعنی سال‌های 1993 تا 2012 در وبگاه علوم است.

داده‌های کتاب‌شناختی به‌صورت مستقیم از پایگاه تامسون رویترز[1] و با کلید‌واژه‌های اسلام و قرآن[2] در فیلدهای موضوع و عنوان هریک به‌صورت جدا (اسلام «موضوع» و «عنوان»، قرآن «موضوع» و «عنوان») استخراج‌شدند و بدون اینکه از لحاظ زمانی، محدود شوند داده‌هایی که گرفته‌شدند، سال‌های 1993 تا 2012 را دربرگرفتند. نتیجه جستجوی 10 اسفند ماه 1391، تعداد 4535 پیشینه بازیابی‌شده را ارائه‌داد که به‌عنوان جامعه پژوهش، انتخاب و تجزیه‌وتحلیل‌شدند.

به‌منظور ترسیم ساختار علمی حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی، همه پیشینه‌ها به نرم‌افزار هیست­سایت واردشدند؛ این نرم‌افزار، نمایش نسبی پیوندهای استنادی مربوط به مجموعه کتاب‌شناختی و آثار را ارائه‌می‌دهد؛ بنابراین، فرد می‌تواند پیوندهای واسطه مربوط به میزان استناد به آثار را در زمان اخیر مشاهده‌کند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، پیش‌فرض این نرم‌‌افزار، تعیین سی مدرک تأثیرگذار در پایگاه مورد مطالعه در سطح استنادهای محلی[3] (در مجموعه بازیابی‌شده توسط کاربر) و استنادهای جهانی[4] (در وبگاه علوم) است (گارفیلد[5]، 2003، نقل در سهیلی، 1390: 862)؛ اما بسته به حوزه موضوعی، دوره مورد بررسی و تعداد پیوندهای دریافتی، گاهی سی مدرک برای ترسیم نقشه، کافی نیستند؛ درنتیجه، پژوهشگر، تعداد مدارک مهم در محدوده مورد بررسی را کم یا زیادمی‌کند تا ترسیمی مناسب‌تر به‌دست‌آورد؛ بنابراین، انتخاب تعداد مدرک کمتر، ممکن است به ازدست‌دادن مدارک با استناد متوسط منجرشود و انتخاب تعداد مدارک بیشتر هم ممکن است به ورود مدارکی با استناد کمتر بینجامد و کیفیت نقشه را تنزل‌دهد.

لوتکا برای دستیابی به انگاره‌ تولید مؤلفان در یک حوزه علمی، تعداد مدارکی را که یک فرد منتشرمی‌کند، مورد توجه قرارداد و دریافت، میان تعداد نوشته‌ها و تعداد افرادی که نوشته‌ها را به‌وجودمی‌آورند، نوعی رابطه معکوس وجوددارد. وی دریافت که تعداد بسیاری از افراد، تعداد کمی نوشته تولیدمی‌کنند. قانون لوتکا در فرمول زیر خلاصه شده‌است:

 

 

 

 

 

 

 

                                                

 

 

 

 

 

 

 

در این فرمول، g(x)، نمایانگر این احتمال است که نویسنده x متن در موضوع مشخص تولیدکند و ، نمایانگر بیشترین تعداد (x) متن تولیدشده توسط یک فرد است؛k  وb مقادیری هستند که بایدتخمین‌زده­شوند؛ هنگام نمایش این قاعده روی نمودار، به شکل حرف j انگلیسی برعکس است (دیانی، 1379: 254). ضریب مشارکت نویسندگان حوزه علوم قرآنی مطابق با فرمول زیر محاسبه‌شد:

 

 

 

 

 

 

 

CC =

در این فرمول =fj تعدا مقاله‌های تألیفی دارای j نویسنده.

j = مقاله‌های تألیف‌شده (یک نویسنده، دو نویسنده و ...).

N = تعداد کل مقاله‌های تألیفی منتشرشده و = k  بیشترین تعداد نویسنده در یک مقاله است (سهیلی و عصاره، 1388: 102). برای محاسبه متوسط نرخ رشد سالانه تولیدهای علمی این حوزه، طی سال‌های مورد بررسی از میانگین هندسی به‌صورت رابطه (3) استفاده‌شده‌است؛ در این رابطه، مقدار G، نرخ رشد کلی و مقدار G/، نرخ رشد طی هریک از سال‌های مورد مطالعه بوده که مقدار آن نیز با توجه به رابطه (2) قابل‌محاسبه است:

                                                                             

                                                                                       

                                                                                   

در روابط بالا، مقدار  تعداد مقاله‌ها در هر سال است (سهیلی و عصاره، 1388: 98 و 99).

در پژوهش حاضر، مدارک مهم براساس تعداد استنادهای محلی و جهانی با دست‌کم 450 پیوند یا مدرک (10درصد از کل مدارک) در سال‌های 1993 تا 2012 مشخص شدند.

شبکه هم‌نویسندگی هم با استفاده از نرم‌افزار کو اوثر[6] و یو. سی. نت[7] و بسته مکمل آن، نت­دراو[8] تجزیه‌وتحلیل‌شد.

یافته­های پژوهش

پرسش 1. نویسندگان دارای بیشترین تولیدهای علمی این حوزه در وبگاه علوم چه کسانی هستند؟

تعداد 4778 نویسنده در نگارش مقالات این حوزه سهم‌داشته­اند که ازاین‌میان، بیشترین مدارک از آن براون[9] با 21 مدرک و حدود 43/0درصد (از کل مدارک) بوده که رتبه نخست را داراست و پس از او، کواندت[10] با هجده مدرک و حدود 37/0درصد (از کل مدارک)، مقام دوم را دارد و مقام‌ سوم از آن هفنر[11] با شانزده مدرک و حدود 16/0درصد است که هر سه نویسنده از کشور آمریکا هستند؛ ارجمند با هفت مدرک و کیا و رحیمی با پنج مدرک از ایران بوده‌اند؛ اسامی سایر نویسندگان برتر در جدول 1 ارائه‌شده‌است.    

جدول 1. اسامی ده نویسنده برتر حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

ردیف

نام نویسندگان

تعداد مدارک

نام کشور

نام دانشگاه

1

براون

21

آمریکا

کمبریج

2

کواندت

18

آمریکا

کالیفرنیا

3

هفنر

16

آمریکا

بوستون

4

کولینز

15

آمریکا

کتابخانه کنگره

5

ابو خلیل

11

آمریکا

کالیفرنیا

6

افشار

11

انگلستان

یورک

7

باون

11

آمریکا

واشنگتن

8

هاردی

11

انگلستان

-

9

هاینس

11

انگلستان

گویلدهال(عمارت شهرداری لندن)

10

تورنر

11

انگلستان

کمبریج

 

 

 

 

 

 

 

پرسش 2. آیا قاعده لوتکا، توزیع نویسندگان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی را تأییدمی‌کند؟

تجزیه‌وتحلیل توزیع مدارک این حوزه در وبگاه علوم نشان‌داد که توزیع آنها از قاعده لوتکا تبعیت‌می‌کند؛ این توزیع در نمودار 1 و جدول 2 آورده‌شده‌است.

جدول 2. توزیع لوتکا درخصوص پژوهشگران حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

ردیف

یادداشت تنظیم

b

k

تعداد مقاله‌ها (x)

تعداد نویسندگان g(x)

1

760

760

35/1

1522

760

2

65/1263

760

35/1

1499

1998

3

9/1283

760

35/1

1514

2020

جمع

-

-

-

4535

4778

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 1. توزیع لوتکا درخصوص نویسندگان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

 

 

 

 

 

 

 

پرسش 3. توزیع نویسندگان کشور‌ها و دانشگاه‌هایی که بیشترین همکاری علمی را در سال‌های مورد بررسی در وبگاه علوم داشته‌اند، چگونه است؟

کشورهایی که در نگارش مدارک همکاری‌داشته‌اند، 53 کشورند که کشور انگلستان با 633 مدرک، ترکیه با 191 مدرک و آلمان با 173 مدرک، رتبه‌های اول تا سوم را به خود اختصاص‌داده‌اند و کشور ایران با 53 مدرک در رتبه یازدهم قراردارد. نکته قابل‌توجه، این است که اسرائیل با صد مدرک در رتبه هشتم و بالاتر از ایران و سایر کشورهای اسلامی قرارگرفته‌است. سه کشور نخست درکل، 98/21درصد مدارک را تولیدکرده‌اند. پانزده کشور اسلامی در این حوزه حضورداشته‌اند که با هم، 549 مدرک را به‌نگارش‌درآورده‌اند که 12درصد از کل مدارک را شامل می‌شود.

از میان 1712 دانشگاه یا سازمان، دانشگاه لندن با 160 مدرک و دانشگاه کالیفرنیا با 123 مدرک و دانشگاه آکسفورد با 52 مدرک، رتبه‌های اول تا سوم را دارند که درمجموع با هم 335 مدرک، یعنی 38/7درصد از کل مدارک را تولیدکرده‌اند. دانشگاه علوم پزشکی تهران با پانزده مدرک در رتبه 76 قراردارد.

پرسش 4. نرخ رشد سالانه تولیدهای علمی این حوزه چگونه است؟

تولیدهای علمی حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی، دارای نرخ رشدی برابر 4/6درصد است. همان‌طورکه در نمودار 2 مشاهده‌می‌شود، کمترین رشد و تولید اطلاعات در سال 1998 و بیشترین رشد و تولید در سال 2011 است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2. روند رشد و توزیع فراوانی مدارک منتشرشده توسط نویسندگان حوزه اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

 

 

 

 

پرسش 5. متون علمی تولیدشده در این حوزه در قالب چه مدارکی در دسترس هستند؟

کل تولیدهای علمی در قالب هفده نوع مدرک منتشرشده‌اند که ازآن‌میان، مقاله در رتبه نخست قرارگرفته‌است؛ رتبه دوم را نقد کتاب و رتبه سوم را مجموعه مقاله‌های همایش‌ها کسب‌کرده‌اند؛ کل این سه نوع مدرک، 91درصد از کل انتشارات را به خود اختصاص‌داده­اند. 

پرسش 6. ضریب مشارکت نویسندگان این حوزه در مدارک نمایه‌شده در وبگاه علوم در سال‌های مورد بررسی چه مقدار بوده‌است؟

ابتدا مدارک منتشرشده در این حوزه براساس تعداد نویسندگانشان طبقه‌بندی‌شدند؛ سپس به‌جای فرمول، اعداد مورد نظر قرارگرفتند، همکاری گروهی، عدد 335درصد (نسبت‌به عدد 1) است که ضریب همکاری ضعیفی را نمایان‌می‌سازد.

پرسش 7. شبکه هم‌نویسندگی موجود میان نویسندگان این حوزه چگونه است؟

در این شبکه، مرکزیت افراد براساس سنجه مرکزیت رتبه است؛ شبکه هم‌نویسندگی در این حوزه از نوزده مؤلفه تشکیل‌شده‌است که دو مؤلفه از همه بزرگ‌ترند و اشخاص مهم در این شبکه با فلش، مشخص شده‌اند. برای مشخص‌شدن موضوع هر مؤلفه، آثار منتشرشده هر گره عضو شبکه در این پایگاه با مشاوره افراد متخصص تحلیل‌شد تا موضوع اصلی آن گره، مشخص شود؛ درصورتی‌که با این روش، نتیجه­ای حاصل‌نمی­شد، با مراجعه به وب‌سایت شخصی افراد (درصورت وجود وب‌سایت)، علایق مطالعاتی فرد را مشخص‌کرده، با مشاوره متخصص، موضوع هر مؤلفه تعیین‌می‌شد؛ مؤلفه اول با موضوع اسلام و استبداد، بزرگ‌تر و مهم‌تر از سایر مؤلفه‌هاست و 26 جزء دارد، کینگستون[12] نقش نویسنده مرکزی را داشته اشخاص مهم دیگر در این مؤلفه موراوسکی[13] و میرحسین[14] هستند؛ مؤلفه دوم این شبکه از سیزده جزء تشکیل‌شده‌است که دومین مؤلفه بزرگ این شبکه محسوب‌می‌شود؛ در این مؤلفه، نقش مرکزی را باوکر[15] داراست، موضوع این مؤلفه، اسلام و دموکراسی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر1. شبکه هم‌نویسندگی پژوهشگران حوزه اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

پرسش 8. توزیع فراوانی موضوعی مدارک هسته تولیدشده توسط نویسندگان این حوزه در وبگاه علوم در سال‌های 1993 تا 2012 با استفاده از قاعده برادفورد چگونه است؟

این نکته قابل‌اشاره است که در اینجا نویسندگان مدرک، شاخص بوده و نشان‌دهنده موضوع هستند و قاعده برادفورد، توزیع موضوعی مدارک را نشان‌می‌دهد؛ بنابراین بایدگفت در این پژوهش از نویسندگان به‌عنوان موضوع استفاده‌شده‌است (سهیلی، 1390: 865) .

با نگاهی به اعداد به‌دست‌آمده از قاعده برادفورد در جدول 3 با اعداد موجود در ردیف تعداد مدارک تولیدشده می‌توان‌دریافت که این اعداد با هم اختلاف‌دارند و درواقع، بیان‌کننده این نکته است که توزیع موضوعی این مدارک از قاعده برادفورد تبعیت‌نمی‌کند و این قاعده درخصوص نویسندگان این حوزه، تأییدنمی‌شود.  

جدول 3. توزیع مشارکت‌کنندگان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

 

یادداشت تنظیم

K

تعداد مقاله‌ها

تعداد نویسندگان

ردیف

 

760

-

2029

760

1

 

6/1489

96/1

1998

1998

2

 

61/2919

96/1

2020

2020

3

-

-

-

4535

4778

جمع

 

 

 

 

پرسش 9. آیا قاعده برادفورد، توزیع مجله‌های هسته را برای مجله‌های منتشرکننده مدارک این حوزه تأییدمی‌کند؟

طبق قاعده برادفورد، مجله‌ها به سه دسته تقسیم‌شدند که در جدول 4 مشاهده‌می‌شوند. از مقایسه اعداد به‌دست‌آمده از قاعده برادفورد با اعداد ردیف تعداد مدارک منتشرشده می‌توان‌دریافت که این اعداد با اختلافی اندک به‌طور تقریبی با هم برابرند که این نشان‌می‌دهد این 21 مجله، جزو مجله‌های هسته هستند و توزیع مجله‌های این حوزه از قاعده برادفورد تبعیت‌می‌کنند و این قاعده برای این مجله‌ها تأییدمی‌شود.

جدول 4. توزیع قاعده برادفورد درخصوص مجله‌های حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

 

یادداشت تنظیم

K

تعداد مقاله‌ها

تعداد مجله‌ها

ردیف

 

21

-

1496

21

1

 

06/123

5/86

1514

123

2

 

14/721

5/86

1525

873

3

-

-

-

4535

1017

جمع

 

 

 

 

 

 

 

پرسش 10. در ترسیم تاریخ علم و ساختار علمی مدارک علمی تولیدشده در بازه زمانی مورد بررسی، خوشه‌های مهم کدام‌اند؟ و موضوع‌های آنها چیست؟

برای ترسیم تاریخ‌نگاری این حوزه با استفاده از نرم‌افزار هیست‌سایت، 450 مدرک برتر در ترسیم تاریخ علم این حوزه نقش‌داشته‌اند که این 450 مدرک پر‌استناد از لحاظ شاخص‌های امتیاز استناد جهانی و محلی بررسی‌شدند و نقشه‌های آنان به تفکیک، برش‌خورده، در زیر مورد بررسی قرارگرفته‌اند.

کل خوشه با شاخص استناد محلی (LCS)، دارای 450 گره و 289 پیوند است که فقط مهم‌ترین خوشه توضیح‌داده‌خواهدشد.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر 2. تاریخ نگاشت 450 نویسنده حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی بر اساس شاخص استناد محلی ( LCS)

 

 

 

 

 

 

 

 

بزرگ‌ترین خوشه براساس LCS، خوشه دوم است، این خوشه 139 مدرک دارد و سطح همکاری این خوشه در سطح ملی و بین‌المللی است موضوع این خوشه اسلام در فضای عمومی است. برنر در این خوشه، مهم‌ترین شخص است با شماره مدرک 539 و موفق شده‌است، بیست استناد را دریافت‌کند (جدول 5).


جدول 5. مشخصات مدارک برتر خوشه‌ دوم LCS

 

شماره مدرک

نویسنده / عنوان / منبع

LCS

GCS

 

 

1433

Fish MS, Islam and authoritarianism WORLD POLITICS. 2002 OCT; 55 (1): 4-+

19

58

1209

Hirschkind C, The ethics of listening: cassette-sermonaudition in contemporaryEgypt

AMERICAN ETHNOLOGIST. 2001 AUG; 28 (3): 623-649

16

62

1296

Gole N, Islam in public: Newvisibilities and newimaginaries

PUBLIC CULTURE. 2002 WIN; 14 (1): 173-190

18

59

539

Brenner SReconstructingself and society: JavaneseMuslimwomen and ''the veil'' AMERICAN

ETHNOLOGIST. 1996 NOV; 23 (4): 673-697

20

79

 

 

 

 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر 3. تاریخ نگاشت 450 نویسنده حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی براساس شاخص استناد جهانی (GCS)

 

 

 

 

 

خوشه GCS در کل از 450 مدرک و 237 پیوند تشکیل‌شده‌است. خوشه اول براساس GCS، از 134 مدرک تشکیل‌شده‌است و موضوع آن هم سیاسی- اختلاط فرهنگی است؛ در این خوشه، مدرک 1896 به کسب 139 استناد توفیق‌یافته، دامنه همکاری از نوع ملی و بین‌المللی است و رابطه آنها از نوع همکاربودن است (جدول 6).

خوشه دوم GCS، از هفده مدرک تشکیل‌شده و موضوع آن اخلاق پزشکی است و دامنه همکاری آن در سطح بین‌المللی و رابطه آن از نوع همکاربودن است؛ در این خوشه، مدرک شماره 1145 به کسب 43 استناد توفیق‌یافته‌است.

خوشه سوم GCS، از پنج مدرک تشکیل‌شده و موضوع آن، مذهب و قومیت و دامنه همکاری آن در سطح بین‌المللی بوده، رابطه آن از نوع همکاربودن است؛ در این خوشه، جاکوبسون، نویسنده مدرک شماره 610 به کسب 64 استناد، یعنی بالاترین استناد این خوشه توفیق‌یافته‌است؛ اطلاعات کتاب‌شناختی مدارک این خوشه در جدول 7 ارائه‌شده‌اند.     

جدول 6. مشخصات مدارک برتر خوشه‌ اول GCS

 

شماره مدرک

نویسنده / عنوان / منبع

LCS

GCS

 

 

1061

Russett BM, Oneal JR, Cox M

Clash of civilizations, or realism and liberalism deja vu? Some evidence

JOURNAL OF PEACE RESEARCH. 2000 SEP; 37 (5): 583-608

12

85

1433

Fish MS ،Islam and authoritarianism

WORLD POLITICS. 2002 OCT; 55 (1): 4-+

19

58

1796

Joppke C, The retreat of multiculturalism in the liberal state: theory and policy

BRITISH JOURNAL OF SOCIOLOGY. 2004 JUN; 55 (2): 237-257

5

139

848

Zolberg AR, Woon LL

Why Islam is like Spanish: Cultural incorporation in Europe and the United States

POLITICS & SOCIETY. 1999 MAR; 27 (1): 5-38

8

98

539

Brenner S, Reconstructing self and society: Japanese Muslim women and ''the veil''

AMERICAN ETHNOLOGIST. 1996 NOV; 23 (4): 673-69

20

79

 

 

 

 

 

 

 

جدول7. مشخصات مدارک برتر خوشه‌ سوم GCS

 

شماره مدرک

نویسنده / عنوان / منبع

LCS

GCS

 

 

 

1145

 

Daar AS, Al Khitamy AB

Bioethics for clinicians: 21. Islamic bioethics

CANADIAN MEDICAL ASSOCIATION JOURNAL. 2001 JAN 9; 164 (1): 60-63

10

43

1100

Rassool GH

The crescent and Islam: healing, nursing and the spiritual dimension. Some considerations towards an understanding of the Islamic perspectives on caring

JOURNAL OF ADVANCED NURSING. 2000 DEC; 32 (6): 1476-14

11

34

1128

Gatrad AR, Sheikh A

Medical ethics and Islam: principles and practice

ARCHIVES OF DISEASE IN CHILDHOOD. 2001 JAN; 84 (1): 72-75

5

26

 

در بررسی استنادهای جهانی، مارکوس بروکمن و همکاران[16]، در مقاله خود با موضوع پزشکی، با دامنه همکاری در سطح بین‌المللی و رابطه‌ای که میان این نویسندگان وجوددارد، از نوع همکاربودن است؛ این مدرک، شماره 606 را در استنادهای جهانی دارد که به کسب 267 استناد جهانی توفیق‌یافته‌است که این بالاترین استناد در هر نه (9) خوشه استنادهای جهانی و محلی است؛ بااین‌حال، استناد محلی کسب‌نکرده‌است، بدین دلیل که این مدرک، بالاترین استناد را کسب‌کرده‌ ولی خوشه تشکیل‌نداده‌است بررسی‌ها نشان‌دادند که سبب آن، میان‌رشته‌ای‌بودن این مدرک است که همین علت، باعث عدم تشکیل خوشه شده‌است.

فرضیه 1. میان میزان مشارکت پژوهشگران این حوزه‌ و میزان استنادهای دریافتی آنان، رابطه آماری معناداری وجوددارد.

نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها، فرضیه‌ پژوهش را تأییدمی‌کنند (جدول 8)؛ بدین معنی که هرچه تعداد نویسنده‌های یک مدرک، بیشتر باشد تعداد استنادهای بیشتری را دریافت‌خواهدکرد؛ برای اثبات این فرضیه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده‌شده‌است.

جدول 8. آزمون ضریب همبستگی پیرسون براساس میزان رابطه‌ مشارکت محققان و استنادهای آنها

متغیر ملاک

نوع آزمون

متغیر پیش بین

ضریب همبستگی

سطح معنی داری

میزان مشارکت

همبستگی پیرسون

میزان استناد

68/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3. میزان مشارکت محققان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی و استنادهای آنها در وبگاه علوم

 

 

 

 

با توجه به آزمون بالا، چون مقدار سطح معناداری در جدول پیرسون برابر با 003/0 بوده، این مقدار از سطح معناداری 05/0 کوچک‌تر است، پس فرضیه بالا تأییدمی‌شود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، مثبت بوده، برابر با 68/0 است که نشان‌می‌دهد این دو متغیر، دارای شدت همبستگی بسیار مناسبی هستند و همچنین با توجه به شیب خط رگرسیون در نمودار پراکندگی نیز می‌توان چنین استنباط‌کرد که هرچه میزان نویسندگان یک مدرک بیشتر باشد، تعداد استنادهایی بیشتر دریافت‌خواهدکرد (نمودار 3).

فرضیه 2. میان میزان مشارکت پژوهشگران این حوزه و میزان تولیدهای علمی آنان،‌ رابطه آماری معناداری وجوددارد.

میان میزان مشارکت محققان حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی و میزان تولیدهای علمی آنان‌، رابطه آماری معناداری وجوددارد؛ به این معنی که هرچه مشارکت و همکاری میان نویسندگان حوزه بیشتر بوده‌است، تعداد تولیدهای علمی آنان نیز افزایش‌یافته‌است؛ نتایج همبستگی میان این دو متغیر در جدول 9 و نمودار 4 نمایش‌داده‌شده‌است.

جدول 9. آزمون ضریب همبستگی پیرسون براساس میزان رابطه‌ مشارکت محققان و تولیدهای علمی آنها

متغیر ملاک

نوع آزمون

متغیر پیش بین

ضریب همبستگی

سطح معنی داری

میزان مشارکت

همبستگی پیرسون

تولیدات علمی

48/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار  4. رابطه‌ میزان مشارکت محققان و تولیدهای علمی حوزه‌ اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم

 

 

 

 

 

 

با توجه به آزمون بالا چون مقدار سطح معناداری در جدول پیرسون برابر با 01/0 بوده، این مقدار از سطح معناداری 05/0 کوچک‌تر است، پس فرضیه بالا تأییدمی‌شود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، مثبت بوده، برابر با 48/0 است که نشان‌می‌دهد این دو متغیر، دارای شدت همبستگی مناسبی هستند و همچنین با توجه به شیب خط رگرسیون در نمودار پراکندگی نیز می‌توان چنین استنباط‌کرد که: هرچه میزان مشارکت نویسندگان افزایش‌یابد بر میزان تولیدهای علمی افزوده‌خواهدشد.

بحث و نتیجه­گیری

یافته‌های [این] پژوهش درخصوص پرسش اول نشان‌دادند که توزیع نویسندگان حوزه علوم قرآنی از قاعده لوتکا پیروی‌می‌کند؛ ازاین‌رو، دستاوردهای این پژوهش با یافته‌های پژوهش منصوری و عصاره (1388) در پیوند با پژوهشی با عنوان «کشورهای پیشرو علمی جهان اسلام در وبگاه علوم»؛ [یافته‌های پژوهش] عصاره، نوروزی‌ چاکلی و کشوری (1389) درخصوص هم‌نویسندگی پژوهشگران ایران در نمایه استنادی علوم، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی در وبگاه علوم؛ سهیلی و همکاران (1389) درخصوص قانون باروری پدیدآور دربارة تولیدهای علمی‌ محققان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان همخوانی‌دارد.

چیانگ، چو و یانگ (2010) در پژوهش خود به تعیین مجله‌های هسته به کمک قانون برادفورد و همچنین پیاده‌سازی قانون لوتکا بر حوزه‌ پذیرش فناوری پرداختند؛ لان، هانگ­چو و مین (2010) تولیدهای علمی‌ را در حوزه‏ نظریه‏ عمل منطقی و مدل پذیرش فناوری در دو پایگاه SSCI و SCI-Expanded بررسی‌کردند که با این پژوهش همسویی‌دارند، ولی پژوهش منصوری، عصاره و حیدری (1391) که تولیدهای علمی پژوهشگران زمین‌شناسی براساس قوانین لوتکا و برادفورد [را بررسی‌کردند] و پژوهش کوکوسیلو، سرنکو و تورل (2011) که به کشف و شناسایی رشته‌های سیستم مدیریت اطلاعات و اجرای قانون لوتکا پرداختند، قانون مورد تأیید قرارنگرفت و با نتیجه پژوهش حاضر، همسو نیست. با بررسی پژوهش‌های پیش‌گفته این‌گونه می‌توان‌برداشت‌کرد که مهم‌ترین دلیل‌های این پدیده، تنازع‌بقا در محیط‌های دانشگاهی و همچنین پر‌تولیدبودن برخی از حوزه‌ها بوده که به صدق‌کردن قاعده لوتکا در چنین پژوهش‌هایی انجامیده و همواره این‌گونه است که بخشی کوچک از پژوهشگران، تعدادی بسیار از آثار پژوهشی را تولیدمی­کنند و برعکس.

نتایج، همچنین، بیانگر این نکته‌اند که درمجموع در همه این پژوهش‌ها تعداد کمی از مؤسسات یا دانشگاه‌ها و کشورها، بیشترین مدارک را تولیدکرده‌اند که بیشتر آنها هم از کشورهای غیراسلامی‌اند. در اینجا باید به نقش ضعیف و کم‌رنگ کشورهای اسلامی درزمینه انتشار مدارک علمی اشاره‌کرد که دلیل این امر می‌تواند وضعیت اقتصادی ضعیف بعضی از کشورها و همچنین فقر فرهنگی و عدم پیشرفت سواد در این کشورها باشد؛ ضمن اینکه در بعضی کشورهای اسلامی، به‌خصوص کشورهای حوزه خلیج فارس که دارای وضعیت اقتصادی بهتری هستند، باز، شاهد عدم توسعه علمی هستیم؛ به احتمال زیاد، بخشی از این وضعیت به زبان رسمی کشورهای اسلامی، مربوط می‌شود که عربی است و این در حالی است که بیشتر مدارک منتشرشده در وبگاه علوم به زبان انگلیسی هستند.

نتایج پژوهش نشان‌دادند که ضریب مشارکت نویسندگان حوزه علوم قرآنی در حد پایین است (335/0) و این از همکاری ضعیف میان پژوهشگران این حوزه حکایت‌می‌کند و دلیل آن ممکن است به میان‌رشته‌ای‌بودن مدارک برگردد و همچنین، ناشی از پراکندگی نویسندگان در موضوع‌های مختلف ‌‌باشد که همکاری ضعیفی را هم به‌دنبال‌داشته‌است؛ یکی دیگر از دلایل ضعیف‌بودن ضریب همکاری، این بود که بخش زیادی از آثار منتشرشده در این حوزه، نقد کتاب بوده‌است که بیشتر به‌صورت تنهایی به‌نگارش‌درآمده­اند. در پژوهش حمدی‌پور و کوکبی (1390)، در حوزه مدیریت اطلاعات، میانگین ضریب همکاری میان نویسندگان برابر با 22/. بوده که همکاری ضعیفی را نشان‌می‌دهد. نتایج پژوهش تیو و کار (2004) در تحلیل‌ استنادی مجله‏ مورد بررسی‌شان نشان‌دادند 56/61درصد، مقاله‌ها را چندین نویسنده، تهیه‌کرده‌اند و این امر تمایل به‌سوی پژوهش‌های گروهی را نشان‌می‏داده‌است.

دیگر نتایج پژوهش از این حکایت‌می‌کنند که این قاعده برادفورد درباره نویسندگان این حوزه مورد تأیید قرارنمی‌گیرد؛ اما نتایج پژوهش حاضر با پژوهش‌های عصاره، نوروزی ‌چاکلی و کشوری (1389)؛ فتاحی، دانش و سهیلی (1390)؛ منصوری، عصاره و حیدری (1391)، همسو نیست. بررسی نتایج همراه با پیشینه‌ها نشان‌می‌دهد که این قانون همچنان می‌تواند به‌عنوان قانونی مهم مورد استفاده قرارگیرد زیرا با وجود فناوری‌های مختلف، همچنان کاربرد خود را در بررسی مدارک هسته ازدست‌نداده‌است.

یافته‌های دیگر پژوهش نشان‌دادند که قاعده برادفورد درخصوص مجله‌های این حوزه تأییدمی‌شود؛ یعنی تعداد کمی از مجله‌ها، بیشترین مدارک را منتشرکرده‌اند که در پژوهش‌های عصاره، نوروزی ‌چاکلی و کشوری (1389)؛ سهیلی و همکاران (1389) و چیانگ، چو و یانگ (2010)، دیده می‌شود.

بنابراین نتیجه پژوهش حاضر با نتایج پیشینه‌های اعلام شده همسو هستند و همه از صادق‌بودن و مورد استفاده قرارگرفتن این قانون در همه موضوع‌ها حکایت‌می‌کنند؛ بنابراین، طبق نتایج به‌دست‌آمده، مجله‌های دسته اول جزو مجله‌های هسته این حوزه محسوب‌می‌شوند و می‌تواند کمکی مناسب برای مجموعه‌سازی در این حوزه باشد.

یافته‌های پژوهش همچنین نشان‌دادند که روند رشد تولیدهای علمی در این حوزه، دارای روند رشدی ضعیف است. نتیجه‌ پژوهش منصوری و عصاره (1388) نشان‌داد که کشورهای اسلامی مورد بررسی به‌طور میانگین، دارای رشد صعودی در انتشار آثار خود بوده‌اند و پیشتاز آنها کشور ایران است. در نرخ رشد ضعیف این حوزه بایدگفت که کشورهای اسلامی، کانون اصلی این توجه‌اند و سرمایه‌گذاری در این زمینه برای گسترش فرهنگ اسلامی، نیازی اساسی است؛ بنابراین باید تلاشی جدی برای ارائه تولیدهای علمی و نمایه‌کردن آنها در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی به صورت‌گیرد.

نتایج همچنین نشان‌دادند که این حوزه از لحاظ میزان استنادهای محلی و جهانی به نه (9) خوشه مهم تقسیم‌شدند؛ [این] خوشه‌های مهم استنادهای محلی با موضوع‌های «پزشکی، اسلام و استبداد، خودسازی، نگرش اسلام به پژوهش و بهداشت باروری زنان در ادیان توحیدی» هستند و در استنادهای جهانی موضوع‌هایی ازقبیل «اسلام و استبداد، سیاست، اختلاط فرهنگی، اخلاق پزشکی، مذهب و قومیت» را می‌توان‌نام‌برد و موضوع‌هایی متعدد در این حوزه وجوددارند که به آنها پرداخته‌نشده‌است و این، نیازمند آن است که پژوهشگران کشورهای اسلامی به این موضوع‌ها پرداخته، تلاش‌کنند، آثار خود را به زبان­های بین­المللی منتشرکنند تا بیشتر مورد استفاده و درنتیجه مورد استناد قرارگیرند.

نتایج پژوهش نشان‌دادند که فرضیه اول در پژوهش حاضر تأییدمی‌شود؛ به این معنی که میان تعداد نویسندگان یک مقاله و تعداد استنادهای دریافتی و همچنین، میان میزان مشارکت یک نویسنده با تعداد مدرک‌های منتشرشده توسط او، رابطه‌ای مثبت وجوددارد؛ هرچه نویسندگان یک مدرک بیشتر بوده، میزان استنادها به این مدرک هم به همان نسبت افزایش­یافته‌است و این، زمانی بیشتر، مشهود است که نویسندگان یک مدرک، وابستگی­های سازمانی مختلف داشته، یا سطح همکاری در نگارش این مقاله بین­المللی باشد و این نتیجه در دو زمینه میزان استنادهای جهانی و محلی صادق است؛ برای رسیدن به این نتایج از آزمون همبستگی پیرسون استفاده‌شد.

فرضیه دوم در پژوهش تأییدمی‌شود؛ بدین معنی که هرچه مشارکت و همکاری نویسندگان بیشترشده، تولیدهای آنان هم بیشتر شده‌است و این دو متغیر همبستگی شدیدی دارند؛ یعنی اگر افراد بتوانند توانایی­ها و دارایی­های فکر و معنی خود را همراه با توانایی­های مادی خویش با پژوهشگران دیگر به‌اشتراک‌بگذارند [می‌توانند] بروندادهایی بیشتر منتشرکنند و درنتیجه، بهره­وری علمی آنها افزایش‌می‌یابد.

اگر بخواهیم نتیجه­گیری کلی از این پژوهش داشته‌باشیم، بایدبگوییم که بار تولید علم در حوزه علوم اسلامی و علوم قرآنی، همانند بسیاری از حوزه­های دیگر علوم بر عهده تعدادی معدود از نخبه علمی است و سایر اندیشمندان، کمتر در این زمینه مشارکت‌دارند؛ همچنین، نتایج این پژوهش بر همکاری گروهی در نگارش مقالات تأکیددارند و بیانگر آن است که هرچه افراد به سمت انتشار بروندادهای مشترک بروند، بهره­وری بیشتری داشته، درنتیجه، استنادهایی بیشتر نیز دریافت‌خواهندکرد. بخش زیادی از موضوع‌های حوزه اسلام مورد بررسی قرارنگرفته‌اند و نیازاست که پژوهشگران این حوزه، علاوه‌بر حوزه­هایی که در تحلیل خوشه­های مهم این پژوهش مشخص شدند به سایر حوزه­ها نیز بپردازند.



[1] . Thomson Reuters

[2] . Islam & Quran

[3] . Local Citation Score (LCS)

[4] . Global Citation Score (GCS)

[5] . Garfield

[6] . Co-author

[7] . Ucinet

[8] . NetDraw

[9] . Brown

[10] . Quandt

[11] . Hefner

[12] . Kingston

[13] . Moravcsik

[14] . Mirhossein

[15] . Bowker

[16] . Marcus A. J. Broekman & et al

حقیقی، محمود. (1381). کاربرد استناد در نگارش‌های علمی. روان‌شناسی و علوم تربیتی، 32(2)، 215-232.

حمدی‌پور، افشین و کوکبی، مرتضی. (1390). بررسی کمی و مصورسازی ساختار انتشارات علمی در حوزه‌ مدیریت اطلاعات در پایگاه وب آو ساینس در سال‌های 1998 تا 2009. مجله علوم و فناوری اطلاعات ایران، 28(1)، 39-70.

دیانی، محمدحسین. (1379). کتاب‌سنجی در مجموعه مباحث بنیانی در کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران: ده مقاله. مشهد: کتابخانه رایانه‌ای.

رحیمی، ماریه و فتاحی، رحمت‌الله. (1386). همکاری علمی و تولید اطلاعات: نگاهی به مفاهیم و الگوهای رایج در تولید علمی مشترک.  فصلنامه کتاب، 18 (3)، 235-248.

سهیلی، فرامرز. (1390). ترسیم ساختار انتشارات علمی تولیدشده‌ اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایگاه وب آو ساینس. مدیریت اطلاعات سلامت، 6(8)، 861-871.

سهیلی، فرامرز و عصاره، فریده. (1388). بررسی تولیدات اعضای هیئت علمی دانشگاه رازی در نمایه استنادی علوم طی سال‌های 1992 تا 2008: مطالعه موردی. مطالعات کتابداری و علم اطلاعات، 16(4)، 81 -110.

سهیلی، فرامرز، عصاره، فریده و فرج‌پهلو، عبدالحسین.  (1392). تحلیل ساختار شبکه‌های اجتماعی هم‌نویسندگی پژوهشگران علم اطلاعات. پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات، 29(1)، 191-210.

سهیلی، فرامرز و دیگران. (1389). قانون باروری پدیدآور در مورد تولیدات علمی محققان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان براساس پایگاه وب‌آو‌ساینس.  مدیریت اطلاعات سلامت، 8(6)، 766-776.

عصاره، فریده، نوروزی‌چاکلی، عبدالرضا  و کشوری، مریم. (1389). هم‌نویسندگی پژوهشگران ایران در نمایه‌های استنادی علوم، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی در پایگاه وب آوساینس در سال‌های 2000 تا 2006. مجله علوم و فناوری اطلاعات ایران، 25(4)، 573-595.

فتاحی، رحمت‌الله، دانش، فرشید و سهیلی، فرامرز. (1390). بررسی وضعیت جهانی تولیدات علمی دانشگاه فردوسی مشهد طی سال‌های 1990 تا 2010 در وبگاه علوم با هدف ترسیم نقشه علم این دانشگاه. پژوهشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی، 1(1)، 175-196.

کریمی، رضا. (1389). بررسی انتشارات علمی تولیدشده در حوزه­ اسلام در وبگاه علوم در سال­های 1978 تا 2010. سفینه، 7(28)، 128-150.

منصوری، علی و عصاره، فریده. (1388). کشورهای پیشرو علمی جهان اسلام در پایگاه وب آو ساینس.  فصلنامه کتاب، 21(1)، 146-169.

منصوری، فهیمه، عصاره، فریده و حیدری، غلامرضا. (1391). تولیدات علمی پژوهشگران زمین‌شناسی در پایگاه وب آو ساینس براساس قوانین لوتکا و برادفورد. فصلنامه دانش‌شناسی، 5 (17)، 53-60.

Chang, S., Chou, C., & Yang, J. (2011). The literature review of technology acceptance model: A study of the bibliometrics distributions. (PACIS 2010 Proceedings, Paper 158). Retrieved From http:// aisel. Aisnet.org/ pacis 2010/158.

Cocosla, M., Serenko, A., & Turel, O. (2011) Exploring the management information systems discipline: A scienometric study of ICIS. PACIS and ASAC, Scientometrics,  87(3), 1-16.

Hsu-Hao T., & Chiang, J. K. (2010). E-commerce literature trend forecasting: A study of bibliometric methodology. (Proceedings of the 4th International Conference on New Trends in Information Science and Service Science (NISS)), 11-13.

Lun, W., Han-Chou, L., & Min, Y. J. (2010). Productivity review study on TRA and TAM literature using bibliometric methodology. (Proceedings of the 3th International Conference on Information Sciences and Interaction Sciences), 23-25.

Tiew’, W. S., & Kaur, K. (2004). Citation analysis of Journal of National Rubber. Malaysuan Journal of Library and Service Science, 5 (2), 45- 56.