تدوین نقشه دانش برای پژوهش های حکمت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد تنکابن

2 دانشیار گروه مدیریت آموزشی،دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد تنکابن

3 استادیار گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحدتنکابن،

چکیده

هدف: پژوهش حاضر به بررسی و نمایان کردن ساختار علمی و نقشه دانشی پژوهش‌های «حکمت» پرداخته است.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع علم‌سنجی بوده که به روش کتابخانه ای انجام‌شده و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل هم واژگانی و تحلیل شبکه استفاده شده است. منبع گردآوری اطلاعات و همچنین مبنای انجام پژوهش، اطلاعات موجود در پایگاه الکترونیکی اسکاپوس بوده است. در این پژوهش اطلاعات و کلیدواژه‌های 2295 سند علمی از پایگاه علمی اسکاپوس استخراج و پس از پالایش و استانداردسازی توسط متخصصان، به تحلیل هم واژگانی آن‌ها پرداخته شد. برای هریک از حوزه‌های موضوعی و کلیدواژه‌ها، نمودار ستونی شکل گرفت و سپس گراف‌های همسایگی و هم اشتراکی به کمک ماتریس هم رخدادی در نرم‌افزارهای R و Excel انجام و دندروگرام سلسله مراتبی آن ترسیم شد.
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از ترسیم نقشه هم واژگانیِ مقالات مستخرج نشان داد که حوزه‌های علوم اجتماعی، علوم کامپیوتر، کسب‌وکار، مدیریت و حسابداری، اقتصاد، اقتصادسنجی و مالی، علوم محیطی، علوم مهندسی، ریاضی و علوم تصمیم‌گیری، بیشترین کار پژوهشی را در دنیا در حوزه حکمت انجام داده‌اند و بیشترین کلیدواژه‌های همکار با حکمت، «دانش»، «اخلاق»، «آموزش»، «رهبری»، «تکنولوژی»، «شخصیت» و «کسب‌وکار» بوده است. همچنین برای تدوین نقشه دانش مربوط به پژوهش‌های حکمت، سازه‌های زیربنایی «رهبری حکیمانه»، «زیستْ فرهنگِ جهانی»، «آموزش حکمت عملی» و «خلاقیت حکمت بنیان» پیشنهادشده است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادند که مفهوم حکمت با توجه به ظرفیت‌های گران‌سنگ آن، به‌ویژه در ایران، آن‌گونه که باید در نسبت با نیازهای اساسی جامعه موردتوجه قرار نگرفته و نیازمند توجهی مضاعف به مفهوم حکمت در ساحت نظر و عمل است.       

کلیدواژه‌ها


«گذار از دانش به حکمت» پویش نوینی است که در سال‌های اخیر در قالب ایده‌ای بهبودگرانه از آن یادشده است. حکمت پژوهان، فراتر از دانش‌پژوهان، ماهیت کنونی تحقیقات علمی و دانشی امروز را غیرعقلانی دانسته و معتقدند حکمت به‌عنوان «بسترساز تعامل دانش و ارزش» می‌تواند برای ما جهان بهتری بسازد (ماکسول[1]، 2013). آن‌ها پژوهش‌های مرتبط با حکمت را راهی برای مکاشفه حقیقت به جهت بهترین قضاوت‌ها در خدمت به نفع عمومی، صلح و رفاه بشریت دانسته‌اند (دیوید و هوای[2]، 2017). این اقبال آکادمیک با عمر کمتر از سی‌ساله خود موجب شد تا حکمت پژوهان، امروزه از حکمت، هم به‌مثابه میانجی میان فضایل انسانی و دانش تئوریک در حوزه عمل و هم به‌عنوان یک استراتژی مهم برای بهبود عملکرد و رقابت سازمانی، یاد کنند. آنان حکمت را به‌عنوان سازه‌ای متناسب و پیشرو، با ایجاد روایت‌های متفاوت ذهنی بر اساس سطوح شناختی معرفی نموده و معتقدند حکمت موجب می‌شود تا نسبت افراد بادانش عوض‌شده و با درک «چرایی‌ها و چگونگی‌ها» به «کاربردی سازی دانش» برای گذار از چالش‌ها و مقاومت در برابر پیچیدگی‌ها و رقابت‌های محیطی بپردازند (کاپل[3]،2017).

بایرن[4] و فیشر[5] (1990) حکمت را مسیر پیچیده‌ای از توجه به بسیاری از جنبه‌های جهانی تعریف کرده‌اند که افراد باید به آن عمل کنند. حکمت پژوهان معتقدند حکمت برای حداکثر سازی منافع درون فردی، بین فردی و تعاملات فرد با محیط، کارایی مثمری دارد (استرنبرگ[6]1990) و به‌نوعی به‌عنوان سطح نهایی فهم و کارکرد انسان‌ها در مرتبه‌ای فراتر از دانش عمل می­کند (بالتس[7] و استادینگر[8]، 1995). برخی از محققان سازمان و مدیریت نیز معتقدند، برای هدایت و جهت دادن به امورات و فرایندهای انسانی، چیزی مهم­تر از حکمت وجود ندارد (پوکنگ[9]، 2011). پزو[10] و همکارانش (2018) معتقدند، حکمت می‌تواند به کمک معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی پایدار در انجام رسالت‌های آموزشی، خصوصاً یادگیری اثربخش، کمک نماید. نکته کلیدی و مشترک میان حوزه‌های علمی مرتبط با حکمت مؤید آن است که حکمت، دارای ارزش نسبی برای بقای جوامع انسانی است (استادینگر[11] و همکاران،1997).

همه این تعاریف از حکمت بیانگر نوعی گستردگی و میان رشتگی در ذات حکمت است که فهم دقیق آن نیازمند روشی عالمانه از میان توصیف گرهای متعدد است تا هم ازلحاظ مفهومی و هم ازلحاظ کاربرد بتوان به الگویی جامع از آن دست‌یافت. از دیگر سو به دلیل چندلایه بودن مفهوم حکمت، بیم آن می‌رود متخصصان حوزه‌های مختلف علمی در شرایطی قرار گیرند که نه‌تنها به‌آسانی درک جامعی از ارتباط و نسبت دانش خود با حکمت را درنیابند، بلکه به دلیل ابهام ذاتی این مفهوم چندلایه، حدومرز روش‌های بررسی خود را هم تشخیص ندهند (یعقوب نژاد، 1396). از این رو به نظر می‌رسد، اثربخشی پژوهش‌های آتی این عرصه، مستلزم ارائه ساختاری منسجم و معنی‌دار از پژوهش‌های متنوع در حوزه حکمت، به‌ویژه با استفاده از تکنیک‌های «علم‌سنجی[12]» است.

علم‌سنجی، حوزه‌ای است که بررسی کمّی تولیدات و سیاست‌گذاری‌های علمی، ارتباطات علمی دانش‌پژوهان و ترسیم نقشه علم را دربرمی گیرد (حیدری، 1388)، به‌گونه‌ای که پارامترهای کمّی مؤثر در نشر علوم، اندازه‌گیری، تحلیل و سپس بر اساس یافته‌های موجـود، تصـویری کلـی از دانش ارائه می‌شود. البته بخش عمده این گرایش نسبتاً جدید، با حوزه کتاب‌سنجی[13] همسو است (رضاقلیفامیان، 1393). براون[14]، گلنزل[15] و شوبرت[16] (1985) علم‌سنجی را روش تحلیل کمّی بروندادهای علمی می‌دانند. درواقع این فرایند، مبتنی بر تحلیل استنادی (نوروزی چاکلی، 1390) و تحلیل کمـی بروندادهـای علمـی و پژوهشـی در سطوح مختلـف است (عرفان منش و همکاران، 1395). در دنیای علم، نشریات و مجلات علمی با انتشار مقالات، اصلی‌ترین مجرای اشاعه پژوهش و تفسیر پیشرفت‌های علمی هستند که در این میانه، مقاله‌نویسی مناسب‌ترین شیوه، در اشاعه اطلاعات، انتقال دانش و انتشار نوآوری‌ها­ بود (شوبرت[17]، 2002) و بدون تردید بررسی این اسناد علمی نیازمند سنجشی علمی و تخصصی است. متخصصان مطالعات سنجش علم، با استفاده از روش‌ها و فنون مختلفی از قبیل انواع تحلیل‌های هم استنادی[18]، هم واژگانی[19] و هم نویسندگی[20]، اقدام به مطالعه ساختار دانش در رشته‌های مختلف می‌نمایند. تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود در هر یک از این فنون باعث می‌شود اطلاعات جدید و متفاوتی درباره رشته‌های موردبررسی به دست آید (چانگ[21]، هانگ[22] و لین[23]، 2015).

با توجه به رشد نسبی مطالعات حکمت در سال‌های اخیر و آغاز رویکردهای تأسیسی یا بهبودگرانه در حوزه‌های مختلف، قاعدتاً این مسئله به ذهن محققان متبادر خواهد شد که حکمت در کدام حیطه‌های علمی گنجانده‌شده و چه نسبتی با آن حوزه‌ها دارد؟ دغدغه دیگر در مطالعات حکمت عدم مسیریابی صحیح و فقدان تصویری مشخص از وضعیت مطالعات حکمت به‌عنوان یک‌قطب نما برای پژوهش‌گران، سیاست‌گذاران، تصمیم سازان، برنامه ریزان و ارائه خط‌مشی‌های کلی از طریق اصلاح اولویت‌ها است که به‌نوبه خود تخصیص بهینه منابع و توجه لازم به هریک از حوزه‌ها را با مشکل مواجه خواهد نمود. بدیهی است بهره‌گیری از کارکردهای تحلیل هم واژگانی در مطالعات حکمت می‌تواند در ترسیم حرکت و پویایی علم (کالون[24] و همکاران، 1986)، ترسیم ساختار حوزه‌ها و زمینه‌های علمی، دیداری‌سازی مفهومی شبکه‌های علمی و فناوری (سالمی و کوشا، 1391)، کشف الگوهای در حال ظهور و تعیین و تحلیل نواحی موردپژوهش، چاره‌ساز باشد. درعین‌حال سیاست‌گذاران علم و محققان حوزه‌های مختلف علمی، می‌توانند از نتایج این تحقیق بهره ببرند. درواقع فهم جایگاه و ساختار فکری دانشی حکمت، شناسایی جبهه‌های پژوهشی زیرمجموعه آن، کاربست حکمت به سامانه‌های دانشی موجود و معرفی حکمت به‌مثابه دستگاه اندیشه‌ای تعالی‌بخش و یک مسیر صحیح و بهبود گر در سیاست‌گذاری‌های کلان ازجمله ضرورت‌های انجام این پژوهش است. لذا مقاله حاضر، جستاری در پاسخ به پرسش‌های ذیل است:

 

سؤال های پژوهش

1.  بسط مفهومی پژوهش‌های حکمت در حوزه‌های مطالعاتی علوم معاصر در سطح جهان و ایران دارای چه ساختاری است؟

2.  سازه‌های زیربنایی برای تدوین نقشه دانش برای پژوهش‌های حکمت کدام ها هستند؟

چارچوب نظری

علم سنجی فعالیتی آکادمیک است که ظرفیت فراهم سازی اطلاعات برای برنامه ریزان و سیاستگذاران پژوهشی و طیف وسیعی از مطالعات تخصصی را ایجاد خواهد نمود(نوروزی چاکلی، 1391). علم سنجی را می توان بخشی از جامعـه شناسـی علـم و ابزاری برای سیاستگذاری علم دانست(توگـو[25] و سـاتکلیف[26]،1992) که ضمن بررسی و تحلیل سیاست های علم و فناوری اتخاذ شده، میزان موفقیت سیاستگذاران در دست یابی به اهداف قصد شده ومیزان شکاف با اهداف را تبیین نموده و نتایج را در اختیار سیاست گذاران علم قرارخواهد داد.

محققان حوزه علم سنجی معتقدند، تحلیل حوزه های موضوعی نیازمند وجود «نقشه دانش» است. نقشه دانش به مثابه خروجی باارزشی عمل می کند که به کمک سیاستگذاران علم خواهد آمد تا به نوعی علاوه بر نمایان نمودن ارتباط استاتیک اجزای یک نظام، منابع و مسیر جریان دانش، محدودیت ها و کمبودهای آن را مشخص نموده(باب الحوائجی و همکاران، 1393) و از سیاست علم به عنوان یکی از اهداف اصلی علم سنجی پشتیبانی خواهد نمود. به نظر می‌رسد تدوین نقشه دانش به‌عنوان قطب نمای حرکت و مشخص‌کننده محدودیت‌های موجود، توان بررسی و کشف نظام و ساختار حکمت را برای حکمت پژوهان ایجاد نموده و دستاوردهای قلمرو فکری حکمت را معین و خطوط احتمالی برای پیشرفت‌های بعدی را پیش‌بینی خواهد نمود. از دیگر سو ترسیم این نقشه، یاری گر بسترسازی و هدایت مطالعات حکمت، ارتقای کمی و کیفی تولیدات حکمت بنیان، رصد مطالعات حکمت پژوهان و مطالعه در جهت تعریف و تدوین شاخص‌های جدید در پژوهش‌های حکمت و اتخاذ تدابیر کارا و اثربخش در سیاست های علم و فناوری در سطح ملی و بین‌الملل خواهد بود.

بدیهی است که پیشرفت علمی در هر حوزه‌ای مدیون تلاش‌های محققان و آثار علمی گذشتگان بوده و دانشمندان در هر حوزه‌ای به‌منظور دیدن فراسوی دانش در حوزه تخصصی خود، آثار اصیل پیشین را مرور نموده و با اتکا به گذشته علم، آینده علمی حوزه تخصصی خود را پیش برده تا به درک و نمایی کلی از چارچوب علمی حوزه موردنظر دست یابند (سهیلی، شعبانی و خاصه، 1394).

پیشینه پژوهش

پیشینه پژوهش در داخل

 برررسی پیشینه مطالعات انجام شده در حوزه حکمت و علم سنجی نشان داده است که مطالعات متعددی به تفکیک از هم صورت گرفته است که در ادامه گزارش خواهد شد. صدیقی(1392) در پژوهشی با عنوان بررسی کاربرد روش تحلیل هم رخدادی واژگان در ترسیم ساختار حوزه‌های علمی تـلاش نمود تا بـا اسـتفاده از تحلیـل هـم واژگـانی و مطالعه هم رخدادی کلیدواژه‌ها در حوزه اطلاع‌سنجی، سـاختار مفهـومی ایـن حـوزه و چگـونگی ارتباط بین زیر حوزه‌های موضوعی را مشخص نماید. وی در این پژوهش مشخص نمود که ساختار حوزه‌های موضوعی درزمینه «اطلاع‌سنجی» درگذر زمان به‌گونه‌ای پویا تغییریافته است. از طرفی نتایج نشان داد که پیکره متون این حوزه پیکره‌ای است کـه ازنظر اسـتفاده از منـابع رشته‌های مختلف غنی است و به عبارتی، دارای روابط میان‌رشته‌ای گسترده‌ای اسـت. احمدی و همکاران (1392) در پژوهشی با عنوان «علم‌سنجی، خوشه‌بندی و نقشه دانش تولیدات علمی ادبیات تطبیقی در ایران» به بررسی و مطالعه ارتباط میان ادبیات و سایر حوزه‌های دانش بشری اقدام کردند و درنهایت مفاهیم مرتبط را در 19 خوشه اطلاعاتی دسته‌بندی نموده و نتایج نشان داد که روابط پیچیده‌ای میان مدارک و متون این حوزه در ایران در جریان است. سهیلی و همکارانش (1394) با انجام پژوهش بر روی 2146 سند علمی در حوزه رفتار اطلاعاتی و با استفاده از تحلیل هم واژگانی،­ ساختار فکری دانش در یک حوزه پژوهشـی را شناسـایی و جنبه‌های پژوهشی زیرمجموعه آن را آشکار نمودند. آن‌ها با استفاده از فن تحلیل هم واژگانی، ساختار فکری دانـش در پژوهش­های رفتار اطلاعاتی را با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و تصویری سازی علم موردمطالعه قراردادند. احمدی و عصاره (1394) در پژوهشی با عنوان «سیر تحول پژوهش‌های علم‌سنجی در ایران» به شناخت سیر تحول پژوهش‌ها و مفاهیم علمی حوزه علم‌سنجی در ایران پرداختند. این پژوهش به روش تحلیل هم واژگانی به‌عنوان یک فن در تحلیل محتوا انجام شد؛ و نتایج آن نشان داد که مفاهیم «ارزیابی تولیدات علمی، تولید علم و تحلیل استنادی» به ترتیب با رویکرد کمی، ازجمله مفاهیم غالب این حوزه در کشور هستند. همچنین ساختار مفهومی حوزه علم‌سنجی در طول زمان، دچار تغییرات عمده‌ای شده، به‌گونه‌ای که مفاهیمی در طول زمان محو و مفاهیم دیگری ظهور کرده است.

زنگیشه و همکاران (1394) در مقاله خود تحت عنوان «تحلیل استنادی و هم نویسندگی پژوهشـگران حـوزه اسلام و علوم قرآنی در وبگاه علوم میان‌سال‌های 1993 تا 2012 و ترسیم ساختار علمی‌این حوزه» به تحلیل استنادی و هم نویسندگی پژوهش‌گران حوزه اسلام و علوم قرآنی و ترسیم ساختار علمی‌این حوزه پرداختند و به همکاری ضعیف و عدم شناخت و سواد مناسب در کشورهای مسلمان در حوزه‌های علوم اسلامی و قرآنی را نتیجه گرفتند. بیرانوند و همکارانش (1396) در پژوهشی با عنوان «ساختار دانش در مطالعات مربوط به تجاری‌سازی دانش با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و مصوّر سازی علم» با استفاده از فن هم واژگانی، ساختار فکری دانش در مطالعات حوزه تجاری‌سازی دانش را با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و دیداری‌سازی علم موردمطالعه قراردادند. در این پژوهش نتایج حاصل از خوشه‌بندی سلسله مراتبی در قالب نمودار دندروگرام منجر به شکل‌گیری تعداد 66 خوشه موضوعی گردید که موضوعات این خوشه‌ها را «مدیریت دانش، دانش، انتقال فناوری، بازاریابی، تجاری‌سازی فناوری، تبادل دانش، نوآوری، توسعه پایدار، مجوز ثبت اختراع، تجاری‌سازی» شکل داده‌اند.

رضایی و همکاران (1396) در پژوهشی با عنوان «ترسیم نقشه دانش نوآوری ایران بر اساس مقالات علمی پژوهشی و پایان‌نامه‌های فارسی» نتیجه گرفته است که دانشگاه آزاد اسلامی بیشترین سهم تولید دانش را در حوزه نوآوری ایفا نموده و مطالعات مدیریت کیفیت و نوآوری آن‌گونه که باید در داخل کشور موردتوجه قرار نگرفته است.

بررسی ها در حوزه حکمت نشان داده اند، مرادی(1394) در پژوهشی تحت عنوان «ارائه یک مدل سازمان حکمت محور در ادارات دولتی» با رویکردی حکمت محور، سازمان را مورد مداقه قرار داده و نتایج مدل تحلیل مسیر در این پژوهش نشان داد که از پنج متغیر موردتوافق، چهار متغیر سبک رهبری و مدیریت، اصول اخلاقی، یادگیری، مدیریت دانش، قضاوت و تصمیم‌گیری تأثیر مثبت و معناداری بر سازمان حکمت محور دارند. فاتح راد (1393) در کتابی با عنوان «دانشگاه حکمت بنیان» به ترسیم الگویی جدیدی از دانشگاه در نسبت با حکمت پرداخت. این کتاب به‌طور اجمالی به تحلیل فلسفی و ترکیب و تکمیل نگرش برخی از حکمای برجسته اسلامی از مفهوم فرهنگ علم و فناوری پرداخته است و الگوی ستادی و محتوایی از دانشگاه حکمت بنیان را توسعه می‌دهد.

پیشینه پژوهش در خارج

مطالعات صورت گرفته بر پژوهش های خارجی بیانگر آنست که در دهه‌های 1950 و 1960 به دنبال افزایش حجم اطلاعات و گسترش تولیدات علمی و رواج روش پوزیتیویسم[27] رویکرد به کمیت آوردن علم با سنجش میزان تولید اطلاعات علمی در حوزه‌های مختلف به وجود آمد که این امر مبدأ پیدایش واژه‌های ترکیبی جدیدی مانند روان‌سنجی، زیست‌سنجی و مانند آن شد­ (پریچارد[28]، 1969). پس از انتشار کتاب «ترسیم دینامیک علم و فناوری[29]» توسط کالون[30] و دیگران (1986) در خصوص روش تحلیـل هـم واژگـانی پژوهش‌های از ین دست اقبال ویژه‌ای یافتند. این پژوهش‌ها حوزه‌های متنوعی همچون علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی (وانگ[31] و دیگران، 2011)، اقتصاد (واگان[32] و دیگران، 2012)، فناوری رباتیک (لی[33] و جئونگ[34]، 2008)، مهندسی نرم‌افزار (کولتر[35] و دیگران، 1998) و حوزه‌های دانشی دیگر را در برگرفت. در ادامه به برخی پیشینه‌های مربوط به این پژوهش اشاره خواهد شد. دینـگ[36] و همکارانش (2001) از روش هـم واژگـانی بـرای بررسـی تغییرات ساختاری در روابط موضوعی حوزه بازیابی اطلاعـات بهره گرفته و نتیجه گرفته‌اند که ایـن روش، رویکـرد مناسـبی بـرای شناسـایی الگوها و روندها در یک حوزه علمی در بازه‌های زمـانی مختلـف است. میلوژویک[37] ولیدسدورف[38] (2013) در پژوهشی تلفیقی با گشودن حوزه‌ای جدید بانام «آی متریکس[39]» چهار حوزه کتاب‌سنجی، اطلاع‌سنجی، علم‌سنجی و وب‌سنجی را موردمطالعه قرار داده و به یک جبهه پژوهشی جدید دست‌یافتند. راوی کومار[40] و همکارانش (2014) در پژوهشی، ترسیم ساختار فکری مجله علم‌سنجی را طی سال‌های 2005 تا 2010 بررسی کردند. نتایج پژوهش آنان نشان داد، مفاهیم تحلیل استنادی، خوشه‌های هم استنادی، تحلیل شبکه، تحلیل پیوند وبی، هم نویسندگی، تحلیل متنی، تحلیل هم واژگانی، تحلیل خوشه‌ای و همکاری علمی، پرکاربردترین مفاهیم این دوره‌ها در مجله مذکور بوده است­.

جمع‌بندی از مرور پیشینه

بر اساس مطالعات انجام شده، پیشینه پژوهش‌های خارجی حکمت، به‌صورت جدی سابقه‌ای حدوداً سی‌ساله دارد. اسمال[41] (2004) پژوهشی با عنوان حکمت و حکمت مدیریتی معاصر انجام داد و پس از بررسی ادبیات مرتبط با حکمت و تحلیل آن‌ها نتیجه گرفت که حکمت پیامد برهم‌کنش پیچیده عواملی نظیر تفکر، اعتماد، واقعیت و فهم با عامل اصلی توانایی ایجاد قضاوت‌های خوب است. در کل می‌توان حکمت را به توانایی افراد در استفاده از دانش انباشته‌شده و ظرفیت قضاوت‌های درست در حالات مرتبط بازندگی و رفتار نسبت داد. رونی[42]، مک کنا[43] و لیش[44] (2010) در پژوهشی با عنوان «مدیریت خرد در اقتصاد دانش» در دانشگاه آکسفورد به ارائه یک مدل تئوریک از «حکمت عمل اجتماعی» پرداخته و با توسعه مفهوم حکمت معتقد بودند که حکمت باید در تمام سازمان نمایش داده‌شده و عمل شود.

مرور پیشینه ادبیات پژوهشی حکایت از آن دارد که مفهوم حکمت تاکنون ازنظرگاه مطالعات علم‌سنجی موردتوجه قرار نگرفته است و این عرصه علیرغم اهمیت آن، فاقد غنای ادبیاتی لازم جهت معرفی به سیاست‌گذاران حوزه علم و فناوری و نیز تصمیم سازان مدیریت و سازمان است. پژوهش حاضر با درک این ضرورت صورت‌بندی شده است.

روش‌شناسی پژوهش

این پژوهش از نوع توصیفی علم‌سنجی بوده که به روش کتابخانه ای انجام‌شده و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل هم واژگانی و تحلیل شبکه که از روش های علم سنجی می باشد، استفاده شده است. علم‌سنجی شامل مراحل استخراج داده‌ها، تعریف واحدهای تحلیل، انتخاب شاخص، محاسبه شباهت بین واحدها، دسته‌بندی و استفاده از نتایج بصری برای تحلیل و تفسیر داده‌ها است. منبع گردآوری اطلاعات و همچنین مبنای انجام پژوهش، اطلاعات موجود در پایگاه الکترونیکی اسکاپوس بوده است، به گونه ای که کلیه اسناد علمی ثبت‌شده در این پایگاه در بازه زمانی سال‌های 1947 تا 2018 با کلیدواژه wisdom (حکمت) بازیابی و درمجموع حدود 2،295 سند متنوع (مطابق جدول 3)، موردبررسی قرار گرفتند.

جدول 1: دسته‌بندی اسناد علمی به‌عنوان نمونه آماری تحقیق

نوع سند

مقاله

مقاله کنفرانسی

مقاله مروری

فصل کتاب

مقاله مطبوعاتی

کتاب

سرمقاله

یادداشت

نامه

نظرسنجی کوتاه

فراوانی

1365

482

184

180

29

27

9

9

5

5

 

 

 

 

کلیه اطلاعات لازم از سایت اسکاپوس استخراج شد. به‌گونه‌ای که تمامی اسناد علمی موجود در پایگاه اسکاپوس که wisdom یکی از کلیدواژه‌های آن بود استخراج شدند. سپس به‌صورت مجزا و با استفاده از پرس‌وجوها و فیلترهای خاص میزان فراوانی این اسناد در هریک از حوزه‌های علمی تحلیل و بررسی شد. همان‌طور که در شکل 1 مشاهده می‌شود به‌منظور گردآوری داده‌ها تمام اسناد علمی مرتبط با حکمت که wisdom یکی از کلیدواژه‌های آن بود، تجزیه‌وتحلیل شدند. به‌طور حتم هرگاه یکی از کلیدواژه‌های مقاله یا سند علمی، wisdom باشد این سند با موضوع حکمت مرتبط است. به همین دلیل کلیه مقالات ازاین‌دست مبنای کار پژوهش قرار گرفت.

شکل شماره 1 قابلیت جست‌وجوی اسناد را در موتور کاوش اسکاپوس نشان می‌دهد. این موتور کاوش، قابلیت‌های متعددی دارد که می‌توان برای تجزیه‌وتحلیل اسناد علمی به کار گرفت. در ادامه نمونه‌ای از کاوش‌های خاص کلیدواژه حکمت با حوزه‌های مختلف علمی به تصویر کشیده شده است. راهبرد این جست‌وجو با استفاده از کلید AND و انتخاب حوزه علمی خاص در کنار هم بوده است. به‌عنوان‌مثال دستورهای جدول4 برای حوزه‌های مختلف علمی صادرشده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: موتور کاوش اسکاپوس

 

 

 

 

 

جدول 2: دستور جست‌وجوی ارتباط کلیدواژه حکمت با حیطه‌های علمی

Social Sciences

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "SOCI"))

Artsand Humanities

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "ART"))

Computer Science

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "COMP"))

Psychology

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "PSYC"))

Medicine

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "MEDI"))

Engineering

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "ENGI"))

Business، Management and Accounting

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "BUSI"))

Mathematics

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "MATH"))

Decision Sciences

KEY ("wisdom") AND (LIMIT-TO (SUBJAREA، "DECI"))

 

 

 

 

 

 

 

کلیدواژه‌ها بر اساس پیشینه کاوی انجام‌شده انتخاب و مبنای کار قرار گرفتند. قبل از آغاز تحلیل، پالایش 2380 کلیدواژه منحصربه‌فرد که درمجموع 6245 بار تکرار شده‌اند، پس از حذف کلیدواژه‌های نامرتبط انجام شدند. برای این کار کلیدواژه‌های به‌دست‌آمده با استفاده از اصطلاح‌نامه‌های موجود در حوزه‌های علمی متفاوت و به کمک 8 تـن از متخصصان و اساتید دانشگاه در این حوزه موردبررسی و مداقه قرار گرفـت و پـس از کسـب نظـرات آنان بـه ویـرایش، اصـلاح، حـذف و یکدست‌سازی کلیدواژه‌ها اقدام شد. به جهت پالایش و یکدست‌سازی کلیدواژه‌ها موارد مفرد و جمع یکی شده و موارد واژگان مترادف یکسان‌سازی شدند. در ادامه واژگانی که ازنظر معنایی قرابتی با حکمت نداشتند، حذف گردیدند. به‌عنوان‌مثال کلیدواژه «Wisdom tooth» به معنای «دندان عقل» به دلیل مغایرت معنایی از لیست حذف گردید. در مرحله بعد، پس از چند مرحله بررسی و آزمون‌وخطا و همچنین بر مبنای قانون یک‌سوم برادفورد، تعداد 45 کلیدواژه بـا فراوانی 5 به بالا در تحلیل نهایی انتخاب گردید. 45 کلیدواژه منتخب درمجموع 2380 بار تکرار شده‌اند که بالغ 38 درصد از کل فراوانی کلیدواژه‌ها را به خود اختصاص داده و با فراروی از قانون یک‌سوم برادفورد قابلیت نمایان‌سازی محتوای پژوهش حکمت را خواهد داشت. با شناسایی کلیدواژه‌های اصلی ماتریس هم رخدادی موضوعات با استفاده از نرم‌افزار اکسل تهیه و نتیجه آن در یک ماتریس مربع، معروف به ماتریس هم رخدادی با نقطه برش 5 آورده شد. این ماتریس، مربعی است که تعداد سطرها و ستون‌های آن برابر تعداد کلیدواژه‌های منتخب بوده و هر درایه آن نشان‌دهنده تعداد دفعاتی است که دو کلیدواژه مربوط به سطر و ستون باهم در یک سنددارند. از ین رو این نوعی ماتریس متقارن است که برای تحلیل بهتر به ماتریس همبستگی تبدیل گردید (هو[45] و دیگران، 2013). در ادامه جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها باهدف آشکارسازی گروه‌های غیرقابل‌انتظار و ارتباطات بین مفاهیم موجود در این گروه‌ها از روش تحلیل خوشه‌ای استفاده شد. به جهت تحلیل خوشه‌ای و اجرای الگوریتم خوشه‌بندی از نرم‌افزار «R[46]» استفاده شد. R یک‌زبان برنامه‌نویسی و محیط نرم‌افزاری برای محاسبات آماری و علم داده‌ها است که بر اساس زبان‌های اس و اسکیم پیاده‌سازی شده است. این نرم‌افزار متن‌باز، تحت اجازه‌نامه عمومی همگانی گنو[47] عرضه‌شده و به‌رایگان قابل‌دسترس بوده و اغلب به‌منظور محاسبات آماری و محاسبات ماتریسی به کار می‌رود.

در گام بعد با استفاده از ماتریس‌های هم رخدادی، به‌منظور خوشه‌بندی حوزه‌های علمی مربوط به حکمت از روش خوشه‌بندی سلسله مراتبی[48] استفاده شد. خوشه‌بندی سلسله مراتبی تکنیکی است که در گروه‌بندی یا دسته‌بندی داده‌ها به کار می‌رود. در این روش داده‌ها در دسته‌ها و زیر دسته‌هایی بر اساس معیار شباهت قرار می‌گیرند. در این روش به خوشه‌های نهایی بر اساس میزان عمومیت آن‌ها ساختاری سلسله مراتبی و اغلب به‌صورت درختی نسبت داده می‌شود. به این درخت سلسله مراتبی دندرو گرام[49] می‌گویند. با توجه به این‌که روش‌های خوشه‌بندی سلسله مراتبی اطلاعات بیشتر و دقیق‌تری تولید می‌کنند برای تحلیل داده‌های با جزئیات یادشده از این نوع خوشه‌بندی استفاده‌شده است. روش کار تکنیک‌های خوشه‌بندی سلسله مراتبی معمولاً بر اساس الگوریتم‌های حریصانه[50] و بهینگی مرحله‌ای[51] است. در این روش ابتدا هر داده به‌عنوان خوشه‌ای مجزا در نظر گرفته می‌شود و طی فرایندی تکراری در هر مرحله خوشه‌هایی که هم اشتراکی بیشتری دارند با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا درنهایت یک خوشه یا تعداد مشخصی خوشه حاصل شود.

یافته‌های پژوهش

پاسخ‌ به سؤال اول پژوهش. بسط مفهومی پژوهش‌های حکمت در حوزه‌های مطالعاتی علوم معاصر دارای چه ساختاری است؟

برای پاسخ به این سؤال، اسناد پژوهشی مرتبط با حکمت در هریک از حوزه‌های علمی در پایگاه اسکاپوس استخراج و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج به تفکیک داده‌های مربوط به حوزه‌های جهانی و ایران در نمودارهای 2 و 3 نمایش داده‌شده است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2: توزیع پژوهش‌های حول مفهوم حکمت در هریک از حوزه‌های علمی جهان

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3: توزیع پژوهش‌های حول مفهوم حکمت در هریک از حوزه‌های علمی ایران

 

 

 

 

 

 

نتایج نمودارهای فوق نشان می‌دهند که هرچند «حکمت» در سطح جهانی در علوم متنوعی موردتوجه بوده است، لیکن در حوزه‌های علوم اجتماعی، علوم کامپیوتر، کسب‌وکار، مدیریت و حسابداری، پژوهش‌های بیشتری با تمرکز بر حکمت گزارش‌شده است. درعین‌حال در میان پژوهش‌های داخل کشور علیرغم انتظار، در علوم کامپیوتر به کلیدواژه حکمت بیشتر توجه شده است.

در گام بعد ماتریس هم اشتراکی حوزه‌های مختلف با یکدیگر شکل گرفت. بدین‌صورت که در موتور کاوش اسکاپوس، کلیدواژه حکمت با دو حوزه مختلف به‌صورت مجزا AND شد. این ماتریس به پژوهش‌گر کمک می‌کند تا میزان نزدیکی حوزه‌های علمی مرتبط به حکمت و خوشه‌بندی درونی آن را درک کند این ماتریس با نمایان کردن قرابت حوزه‌ای به پژوهش‌گر کمک می‌کند تا از مفاهیم مرتبط حوزه‌های دیگر به غنا و توسعه دامنه پژوهشی خود بپردازد. به‌عنوان‌مثال اگر کسی حول مفهوم حکمت ذیل رشته مدیریت پژوهش می‌کند اگر هم اشتراکی میان حوزه مدیریت و ریاضیات زیاد باشد می‌تواند برای توسعه دامنه پژوهشی خود از مفاهیم حوزه ریاضیات نیز کمک بگیرد. در ماتریس مربوط به داده‌های هم اشتراکی حوزه‌های علمی مرتبط با حکمت در سطر و ستون نخست تمام حوزه‌های علمی مرتبط با حکمت قرارگرفته و در تقاطع هریک از دو زیر حوزه علمی، عددی درج‌شده که هم اشتراکی و نزدیکی این دو حوزه را بر اساس پژوهش‌های حکمت نشان می‌دهد. در شکل زیر گراف وزن‌دار به‌دست‌آمده با استفاده از نرم‌افزار R، از هم اشتراکی اسناد علمی در حوزه‌های مختلف ارائه شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4: میزان همکاری حیطه‌های علمی در پژوهش‌های حکمت در دنیا

 

 

در ادامه میزان هم اشتراکی و نزدیکی حوزه‌ها بر اساس پژوهش‌های حکمت در داخل کشور نیز در قالب گراف ذیل مشخص گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 5: میزان همکاری حیطه‌های علمی در پژوهش‌های حکمت در ایران

 

 

 

 

 

 

 

جدول 5: مقایسه میزان پژوهش‌های حکمت در حوزه‌های علمی در دنیا و ایران (درصد)

حوزه علمی

دنیا

ایران

علوم اجتماعی

33.84

11.53

علوم کامپیوتر

14.44

19.23

مدیریت کسب‌وکار

13.68

7.69

اقتصاد، اقتصادسنجی و مالی

9.5

3.84

علوم محیطی

7.98

7.69

مهندسی

6.08

0

ریاضی

4.56

7.69

علوم تصمیم‌گیری

1.9

3.84

در این مرحله برای کشف حوزه‌های مغفول علمی در دنیا و ایران میزان پژوهش‌ها در جدول 5 مقایسه و نشان داده‌شده است. در این جدول درصد قرابت حکمت با هر یـک از حوزه‌های علمی و حوزه‌هایی که در ایران در مقایسه با سراسر جهان کمتـر بـه آن‌ها پرداختـه است، مشاهده می‌شود. در ستون راست جدول، حیطه‌های علمی مرتبط با حکمت درج‌شده، ستون میانی هم اشتراکی و نزدیکی پژوهش‌های مدیریت دانش در دنیا را در هر یـک از حوزه‌های علمی به‌صورت درصد نشان می‌دهد. سـتون سـمت چـپ نیـز گویـای درصـد پژوهش‌های حکمت در ایران در هر یک از حوزه‌های علمی است. ردیف‌های رنگـی، درواقع حیطه‌های علمی‌ای هستند که میزان پژوهش‌های انجام‌شده سراسر جهان را در مقایسه بـا ایران به نسبت کل پژوهش‌ها نشان می‌دهند و با سایر حوزه‌های علمی اختلاف زیادی دارند. به‌بیان‌دیگر، در این حوزه‌های علمی در دنیا پژوهش‌های زیادی صورت گرفته است، درحالی‌که در این زمینه، در ایران پژوهش‌های کمتری انجام‌شده است. در سایر حوزه‌های پژوهشی، ایـران و کشورهای دیگر جهان، تقریباً به نسبت کل پژوهش‌های انجام‌شده، درصد یکسانی دارند.

در ادامه به‌منظور خوشه‌بندی از الگـوریتم خوشه‌بندی سلسـله مراتبـی متـراکم شـونده میانگین رابطه، استفاده شد. شکل 6 نتیجه خوشه‌بندی را به‌صورت درخت تجزیه (نمودار دندروگرام) به نمـایش گذاشـته اسـت. ایـن نمودار با استفاده از نرم‌افزار R استخراج‌شده است. در این نرم‌افزار ابتدا بـا اسـتفاده از دسـتورات مربوطه، داده‌های مربوط به ماتریس وزن‌دار هم اشتراکی حوزه‌های علمی فراخـوانی شـد، سـپس به‌وسیله دستورهای مربوط به کلاس cluster، درخت تجزیه مربوط به این خوشه‌بندی ترسـیم گردید.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 6: خوشه‌بندی حوزه‌های علمی حکمت

 

 

 

 

 

پاسخ‌ به سؤال دوم پژوهش. سازه‌های زیربنایی برای تدوین نقشه دانش برای پژوهش‌های حکمت کدام‌ها هستند؟

بررسی کلیدواژه‌ها و هم رخدادی میان آن‌ها می‌تواند موضوعات علمی در یک حوزه را نمایان کند. ترسیم نقشه­ی علمی مقالات با استفاده از این تکنیک باعث آگاهی از وضعیت پژوهش‌های منتشرشده در یک حوزه شده و ارتباط میان موضوعات را بررسی و به تصویر می‌کشد (حاضری و همکاران، 1395). جهت تحلیل این پرسش پس از یکدست‌سازی، کلیدواژه‌ها به‌منظور تحلیل هم واژگانی به کار گرفته شد. برای استخراج میزان اشاره به کلیدواژه‌ها در اسناد علمی، دستوری مشابه با شیوه حوزه‌های موضوعی صادر شد و این بار به‌جای حوزه‌های موضوعی، از کلیدواژه‌های خاص استفاده شد که ذیلاً نمونه آن می‌آید. مطابق این دستور، میزان اسناد علمی مرتبط با حکمت که علاوه بر "wisdom «یکـی از کلیدواژه‌های دیگـر آن» leader اسـت را نشان می‌دهد.

KEY ( "wisdom" ) AND ( LIMIT-TO ( EXACTKEYWORD ، "leader ((«

این دستور نیـز دسـتور اول را بـه پژوهشگران ایرانی محدود کرده است.

KEY ( "wisdom" ) AND ( LIMIT-TO ( EXACTKEYWORD ، « leader" AND ( LIMIT-TO AFFILCOUNTRY ، "Iran"((

برای هر یک از کلیدواژه‌ها، از سـاختار همـین دو دسـتور استفاده‌شده و فقط به‌جای کلیدواژه دوم، کلیدواژه مربوطه قرار داده شد. نتایج این دستور در شکل‌های 7 و 8 نمایش داده‌شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 7: پراستفاده‌ترین کلیدواژه‌های همراه حکمت در پژوهش‌های جهانی

 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 8: پراستفاده‌ترین کلیدواژه‌های همراه حکمت در پژوهش‌های ایران

پس از شناسایی کلیدواژه‌های پرکاربرد در حوزه‌های مختلف در این مرحله به میزان همکاری و هم اشتراکی کلیدواژه‌ها باهم پرداخته شد. در این مرحله ماتریس هم رخدادی 2380 کلیدواژه از تقاطع 45 کلیدواژه به دست آمد و درنهایت با استفاده از نرم‌افزار R گراف هم رخدادی به شرح ذیل ترسیم شد.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 9: گراف هم اشتراکی کلیدواژه‌ها در پژوهش‌های مرتبط با حکمت

 

 

 

 

ماتریس به‌دست‌آمده در مرحله قبل این امکان را می‌دهد تا بتوان کلیدواژه‌ها را بر اساس نزدیکی به یکدیگر خوشه‌بندی نمود و حوزه‌های همکار و نزدیک با حکمت را شناسایی تا به غنای پژوهش افزود. لذا پس از تشکیل ماتریس هم رخدادی، مهم‌ترین کلیدواژه‌ها استخراج و خوشه‌بندی شدند. خوشه‌بندی سلسله مراتبی کلیدواژه‌ها در سطح جهانی در شکل 10 گزارش‌شده است. روش خوشه‌بندی این بخش همانند خوشه‌بندی حوزه‌های علمی است. در این روش ابتدا برای هر داده خوشه مجزایی در نظر گرفته می‌شود و طی فرایندهای تکراری در هر مرحله، خوشه‌هایی که هم اشتراکی بیشتری دارند ترکیب‌شده و درنهایت یک یا تعداد مشخصی خوشه حاصل می‌شود. در این بخش به‌منظور خوشه‌بندی از الگوریتم خوشه‌بندی سلسله مراتبی متراکم شونده میانگین رابطه استفاده‌شده است.

همان‌گونه که در شکل 10 ملاحظه می‌شود، هم واژگانی کلیدواژه‌های همکار با حکمت منجر به خوشه‌های متعددی شده است. البته در برخی خوشه‌ها علاوه بر کلیدواژه اصلی، کلیدواژه‌هایی قرارگرفته‌اند که نسبت معنایی مستقیم با موضوعات آن خوشه ندارند که این اتفاق در تمامی پژوهش‌های هم واژگانی رایج و بدون مشکل است (هو و دیگران،2013). در تحلیل نهایی می‌توان چهار خوشه اصلی را به‌عنوان سازه‌های زیربنایی برای تدوین نقشه دانش برای پژوهش‌های حکمت، مفهوم‌سازی کرد.

سازه پیشنهادی برای خوشه 1: رهبری حکیمانه

این خوشه از 15 مفهوم کلیدی تشکیل‌شده است. کلیدواژه‌های «دانش، اجتماع مردمی، دانشجویان کالج، اخلاق، کسب‌وکار، اطلاعات، توسعه پایدار، بومی، جمعی، حرفه، داوری و طبیعت»، کلیدواژه «رهبر» را در این خوشه همراهی می‌کنند. نتایج تجزیه‌وتحلیل نشان می‌دهد، مفهوم «رهبری» یکی از اساسی‌ترین مفاهیم مرتبط با «حکمت» بوده و زوج‌های شکل‌گرفته در این خوشه می‌تواند مبنای مناسبی برای پژوهش‌های آکادمیک در خصوص «نسبت میان حکمت و رهبری» و خلق مفهوم «رهبری حکیمانه» باشند. در این خوشه زوجیت کلیدواژه‌های «اخلاق» و «کسب‌وکار» نشان از حرکت به سمت مفهوم جدیدی چون «کسب‌وکار حکیمانه» دارد که می‌تواند ازجمله مفاهیم خوش توسعه در حوزه‌های مدیریت، تجارت و اقتصاد باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 10: درخت تجزیه کلیدواژه‌های حکمت در پژوهش‌های دنیا

سازه پیشنهادی برای خوشه 2: زیستْ فرهنگِ جهانی

خوشه دوم که از 9 کلیدواژه «فرهنگی، مطالعه موردی، پیچیدگی، حفاظت، مدل، نوآوری، تکنولوژی، شبکه‌های اجتماعی، به نمایندگی کلیدواژه» جهانی «بهره می‌برد دلالت بر نقش حکمت درحوزه‌های مختلف جهانی داشته و به‌نوعی می‌توان گفت این دسته از مطالعات، به نقش و چگونگی بهره‌گیری حکیمانه از تکنولوژی‌های نوین در برابر پیچیدگی پدیده‌های نوظهور پرداخته است. زوجیت دو کلیدواژه» جهانی – فرهنگیدر این خوشه، حکایت از آن دارد که فرهنگ به‌عنوان تجلی حکمت می‌تواند به‌عنوان یکپارچه کننده علم، نوآوری و تکنولوژی (فاتح راد، 1393) در برابر اتفاقات سریع و پیچیده جهانی ایفای نقش کند.

 

سازه پیشنهادی برای خوشه 3: آموزش حکمت عملی

این خوشه از 11 کلیدواژه «هوش، ارسطو، آموزش، معنویت، فرونسیس، آکادمیک، سالخورده، بینش، شخصیت، بازتاب و استراتژی» بهره می‌برد. تجزیه‌وتحلیل این خوشه بیانگر توجه به «حکمت» در نسبت با مباحث «روان‌شناختی و آموزشی» بوده و همراهی کلیدواژه «فرونسیس» در زیرشاخه با «سالخوردگی» و «آکادمیک» ناظر به «آموزش حکمت عملی به شیوه ارسطویی» است که همچنان جایگاه ویژه‌ای در تعلیم و تربیت دارد. فارابی به‌عنوان مؤسس فلسفه اسلامی با استناد به نیکوماخوس ارسطو، به چهار عنوان اصلی «فضایل خلقی، نظری، فکری و عملی» (ارسطو، 1385) اشاره دارد که تناظر چهار مفهوم یادشده با کلیدواژه‌های خوشه فوق قابل‌تأمل و بررسی است.

سازه پیشنهادی برای خوشه 4: خلاقیت حکمت بنیان

این خوشه از 12 کلیدواژه «تندرستی، خوشبختی، دنیا، ارزش‌ها، بالغ، وب 2، مسئولیت، سلامتی، تقوی، داده، پایداری»، تشکیل‌شده که کلیدواژه «خلاقیت» را همراهی می‌کنند. به نظر می‌رسد پژوهش‌های صورت گرفته و هم رخدادی «حکمت و خلاقیت» در دو زیر خوشه «سلامت زیستن و توجه به ارزش‌ها» دسته‌بندی‌شده و موضوع «حکمت» می‌تواند به‌عنوان نقطه ثقلی در پژوهش‌های متناسب با «خودکنترلی، توجه به ارزش‌ها و سلامتی درون» در پدید آیی خلاقیت فردی و جمعی عمل کند.

جدول 6: مقایسه میزان پرداخت به کلیدواژه‌های همکار با حکمت در سطح جهان و ایران (درصد)

کلیدواژه

دنیا

ایران

کلیدواژه

دنیا

ایران

دانش

5.9

2.16

اجتماعی

0.04

2.16

اخلاق

3.45

2.15

جامعه

0.08

1.08

توسعه

0.08

1.8

رضایت از زندگی

0.13

1.08

فرهنگ

1

1.62

یادگیری

0.04

0.54

آموزش

0.21

2.16

شفقت

0.13

0.54

آکادمیک

0.17

4.86

بازتاب

0.21

0.54

شناخت

0.08

2.16

ارتباطات

0.04

0.54

 

در ادامه کلیدواژه‌های مرتبط با «حکمت» که در پژوهش‌های ایرانی و خارجی مشترکا مورداستفاده قرارگرفته‌اند، شناسایی شدند. شناخت این کلیدواژه‌ها به پژوهش‌گران «حوزه حکمت» کشـور کمـک می‌کند تـا بداننـد تحقیقات و پژوهش‌های حوزه حکمت در سراسر جهان به چه کلیدواژه‌هایی بیشـتر توجـه می‌کنند و پژوهش‌گران ایرانی یا محققین دنیا در مورد کدام کلیدواژه‌ها غفلت کرده‌اند تـا بـرای افـزایش دانـش بیشتر بر آن تمرکز کنند. جدول 6 میزان درصد پرداخت به این کلیدواژه‌ها را نشان می‌دهد. یافته‌ها حکایت از آن دارد که مفاهیمی چون دانش، آموزش، آکادمیک، شناخت و اجتماعی در پژوهش‌های ایران و جهان به جهت میزان پرداخت از تفاوت قابل‌ملاحظه ای برخوردارند.

بحث و نتیجه‌گیری

هدف این مقاله استنتاج ساختار بسط مفهومی پژوهش‌های حکمت در حوزه‌های مطالعاتی علوم معاصر در سطح جهان و ایران بود تا از این طریق سازه‌های زیربنایی برای تدوین نقشه دانش برای پژوهش‌های حکمت بازشناسی شوند. بخشی از نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مطالعات حول مفهوم حکمت در قرن گذشته رشد افزایشی داشته و در هزاره جدید نیز به به‌طور فزاینده‌ای موردتوجه محققان قرارگرفته است. همچنین یافته‌های حاصل از ترسیم نقشه هم واژگانیِ مقالات مستخرج نشان داد که در سطح جهانی حوزه‌های علوم اجتماعی، علوم کامپیوتر، کسب‌وکار مدیریت و حسابداری، اقتصاد، اقتصادسنجی و مالی، علوم محیطی، علوم مهندسی، ریاضی و علوم تصمیم‌گیری بیشترین پژوهش را در حوزه حکمت انجام داده‌اند، درصورتی‌که در داخل کشور به ترتیب علوم کامپیوتر، هنروعلوم انسانی، علوم اجتماعی، مدیریت کسب‌وکار و حسابداری، علوم محیطی، ریاضی، روان‌شناسی و علوم تصمیم­گیری بیشترین کار پژوهشی را در این حوزه انجام داده‌اند. البته بیشترین درصد اختلاف میان پژوهش‌های جهانی و ایران در حوزه‌های مربـوط بـه علوم اجتماعی، مدیریت کسب‌وکار و علوم مهندسی است؛ اما در کلیدواژه‌های همکـار بـا حکمت بیشترین اختلاف مربوط به کلیدواژه‌های «دانش، آموزش، آکادمیک، شناخت و اجتماعی» بوده است.

پیشتازی پژوهش‌های حکمت در حوزه علوم کامپیوتر در داخل کشور، کمی دور از انتظار بود، ولی بررسی‌ها نشان داد وجود کلیدواژه‌هایی چون «بهره‌وری علمی، اطلاعات، تنوع، دانش، اقتصاد جهانی، یادگیری ماشینی، توسعه پایدار، توسعه و ...» مؤید این مدعاست که پیشرفت‌های شگرف، فناوری اطلاعات و ظهور مفاهیم بین‌رشته‌ای همچون «سیستم عملیاتی»، «سیستم اطلاعاتی»، «سیستم مدیریتی» به‌عنوان یک مزیت رقابتی، محققین عرصه علوم کامپیوتر به‌ویژه فناوری اطلاعات ایران را بر آن داشته تا به جهت تصمیم سازی‌ها، اصلاح یا بهبود رویه‌ها و بهره‌گیری بیشتر منابع و ظرفیت‌ها به مطالعه «زنجیرهDIKW[52]» پرداخته و ضمن مطالعه دقیق «زنجیره حکمت» و تحلیل صحیح آن، به توانمندسازی مدیران در برابر شکاف‌های موجود بپردازند (آقایی و همکاران،1395). این دست‌یافت در همسویی با نتایج پژوهش بیرانوند و همکارانش (1396) قرار دارد که بیانگر نقش پراهمیت کلیدواژه‌های انتقال دانش، فناوری و نوآوری در حوزه «تجاری‌سازی دانش» بوده و به توجه بیش‌ازحد مراکز دانشگاهی و پژوهشی به این کلیدواژه‌ها پرداخته است.

بخش دیگری از نتایج این پژوهش نشان داده­ است که حکمت به‌عنوان مفهومی میان‌رشته‌ای در حوزه‌هایی همچون اقتصاد، دارو و درمان، مهندسی، علوم کامپیوتر، علوم اجتماعی، کسب‌وکار، علوم محیطی، علوم تصمیم‌گیری و ریاضی حضور دارد. این دست‌یافت بیانگر همسویی با پژوهش صدیقی (1392) بوده که بیانگر ظرفیت پویا و روابط میان رشتگی هم در حوزه روش و هم در حوزه محتواست به‌گونه‌ای که حوزه علم‌سنجی قابلیت توان پدیدار نمودن روابط بین‌رشته‌ای را به شکلی پویا دارا است و به‌تبع آن می‌تواند به ساختارمندی پژوهش‌های میان‌رشته‌ای کمک نماید؛ بنابراین به نظر می‌رسد تدوین نقشه حکمت نیز با توجه به گستردگی و چندلایه بودن (صدیقی،1392) نیازمند ابزاری است که بتواند این گستردگی را مدیریت نماید. این دست‌یافت با نتایج پژوهش احمدی و همکاران (1392) هماهنگ است. آن‌ها معتقدند رشد فزاینده ارتباطات همه‌جانبه در فراسوی مرزهای جغرافیایی، پژوهشگران را ناگزیر به‌سوی پدیده «همکاری علمی» و «تألیف مشترک» برای غلبه بر پیچیدگی‌ها و مشکلات سوق داده و نیاز به پژوهش‌های بین‌رشته‌ای بیش‌ازپیش حس می‌شود.

خوشه‌بندی‌های نشان داده‌اند حوزه علوم مهندسی و علوم کامپیوتر نزدیکی منطقی و کاربردی در امر پژوهش دارند که این موضوع با نتایج پژوهش صمیمی و علوی (1393) در خصوص گذار از «رهبری سنتی» به «رهبری توزیع‌شده» در پژوهش‌های دانشگاه صنعتی شریف، همسو بوده و به نظر می‌رسد این همکاری بین‌رشته‌ای می‌تواند زمینه‌های جدیدی را با محوریت حکمت رقم بزند. از سویی همکاری حوزه علوم اجتماعی با حوزه کسب‌وکار، مدیریت و حسابداری، از اهمیت ارتباط میان «علوم اجتماعی و کسب‌وکارهای نوین» خبر داده و این همکاری میان حوزه‌ای را می‌توان نتیجه سیاست‌های کلیدی «بنیاد ملی نخبگان» در داخل کشور دانست (ستاری،1396).

یک مقایسه اجمالی از پراستفاده‌ترین کلیدواژه‌های دنیا و ایران نشان می‌دهد، پژوهش‌های دنیا با بهره‌گیری از کلیدواژه‌های «دانش، اطلاعات، تکنولوژی، کسب­وکار، نوآوری، معنویت، بینش، شبکه‌های اجتماعی پیچیدگی، آموزش و ...» به دنبال بهره‌گیری از حکمت به‌عنوان راه‌حلی جدید برای فائق آمدن بر مسائل و پیچیدگی‌های روزمره جوامع، نهادها و سازمان‌های معاصر است. دراین‌بین می‌توان به همسویی پژوهش محققانی چون رونی، مک کنا و لیش (2010) با عنوان «مدیریت حکمت در اقتصاد دانش» در دانشگاه آکسفورد با این نتایج اشاره کرد که به دنبال ارائه یک مدل تئوریک از «حکمت عمل اجتماعی» بوده است. از دیگر سو این دست‌یافت هماهنگ با پژوهش حکمت مدیریتی (اسمال، 2004) بوده است. وجه کاربردی این دست‌یافت به‌نوعی می‌تواند در همسویی با رضایی و همکارانش (1396) به‌نوعی تأمین‌کننده پیشنهادها و رافع محدودیت‌های پژوهش آنان باشد. چراکه توجه به کلیدواژه‌های یادشده همکار با حکمت هم در حوزه «نوآوری» و هم در حوزه مدیریت کیفیت می‌تواند عرصه جدیدی را پیش روی محققان مدیریت نوآوری و مدیریت کیفیت بگشاید.

از سویی دیگر در پژوهش‌های داخلی استفاده از کلیدواژه‌های «اطلاعات، شناخت، ذات، ماهیت، اسلامی، ایرانیان، میراث فرهنگی، نهج‌البلاغه، ملاصدرا و ...»، نشان داده است که مطالعات حکمت بیشتر ناظر به فلسفه اسلامی، دین و فرهنگ بوده و می‌توان گفت درک متفاوتی از حکمت در ایران وجود دارد. همچنین تکرار کلیدواژه «تاریخ» در پژوهش‌های ایرانی برخلاف پژوهش‌های دنیا حکایت از یک نگاه تاریخی و نه معاصر به مفهوم حکمت دارد. کلیدواژه «تقوا» نیز که یکی از ارکان اصلی «حکمت اسلامی» محسوب می‌شود در هیچ‌یک از پژوهش‌های داخلی مورداستفاده قرار نگرفته ولی در پژوهش‌های خارجی، با بسامد قابل‌توجهی تکرار شده است. بخش دیگری از مقایسه‌ها نشان می‌دهد که جایگاه پژوهش حکمت در «علوم اجتماعی» در سطح جهانی در رتبه اول قرار دارد، لیکن در ایران علیرغم اهمیت این دانش در توسعه سبک زندگی انسان معاصر، در رتبه سوم قرار دارد. ازاین‌رو به نظر می‌رسد، مطالعه و کاربست حکمت به‌عنوان یکی از تأکیدات دین اسلام و درخشندگی ویژه این مفهوم در کتاب الهی همچنان در پژوهش‌های مربوط به زیرشاخه‌های علوم اجتماعی همچون مدیریت، تعلیم و تربیت، روان‌شناسی اجتماعی، علوم سیاسی، مردم‌شناسی و ... ضروری است. این دست‌یافت نتیجه پژوهش زنگیشه و همکاران (1394) مبنی بر نقش ضعیف و کم‌رنگ کشورهای اسلامی در تولید اسناد علمی مرتبط به دلیل فقر معرفتی در حوزه‌های حکمی و دینی را مورد تائید قرار می‌دهد.

بر اساس نتایج پژوهش حاضر نقشه دانش حکمت از 4 خوشه موضوعی است که درمجموع حاوی 49 کلیدواژه می‌باشد. دست‌یافته‌های خوشه اول (رهبری حکیمانه) این پژوهش را می‌توان همسو با نتایج پژوهش مرادی (1394)، برنارد و همکارانش (2009) دانست. مرادی معتقد است، سبک رهبری از مؤلفه‌های مؤثر بر سازمان‌های حکمت بنیان بوده و برنارد و همکارانش اظهار می‌دارند که حکمت مدیریتی و رهبری، به حکمت سازمانی منجر خواهد شد. نتایج خوشه زیستْ فرهنگِ جهانی به‌نوعی با الگوی «دانشگاه حکمت بنیان» فاتح راد (1393) همخوانی دارد. وی با نظر به نسبت میان حکمت، فرهنگ و فناوری معتقد است، تمدن بر علم، فناوری و نوآوری و خلاصه آن نفع بر فرهنگ و نهایتاً تأثیرات متناسب بر فرهنگ، بر حکمت استوار است، هرچند تأثیر نفع بر تمدن و نهایتاّ فرهنگ و حکمت باید در جای خود مورد تأمل و دقت قرار گیرد، اما به‌اختصار می‌توان گفت نظام نفع و تمدن حاصل از آن بر حکمت استوار است. درنهایت برای تدوین نقشه دانش برای پژوهش‌های حکمت، سازه‌های زیربنایی «رهبری حکیمانه»، «زیستْ فرهنگِ جهانی»، «آموزش حکمت عملی» و «خلاقیت حکمت بنیان» پیشنهاد می‌شود.

پیشنهادهای اجرایی پژوهش

با توجه به این‌که جامعه آماری این پژوهش اسناد موجود در پایگاه علمی اسکاپوس بود و حجم عظیم و گنجینه گران‌سنگی از پژوهش‌های مربوط به حکمت، به‌ویژه در ایران، هرگز در پایگاه‌های استنادی نمایه نشده‌اند، لذا در این پژوهش جای آن‌ها خالی است.

1.  انجام مطالعات هم‌سنخ این پژوهش در پایگاه‌های علمی معتبر داخل و خارج از کشور و تصویر نمودن زوایای مکنون نقشه دانش حکمت.

2.  انجام مطالعات دیگر حول مفهوم حکمت با تأکید بر «هم تألیفی[53]» (وایت و گریفیت، 1981) آثار ارائه‌شده در پایگاه‌های علمی و دیداری‌سازی «شبکه حکمت پژوهان» در حوزه‌های مختلف علمی.

3.  به‌کارگیری روش «متن‌کاوی[54]» یا «تحلیل هوشمند متن»، با استفاده از فرایند استخراج دانش و اطلاعات از مجموعه متنی مرتبط با حکمت به جهت «طبقه‌بندی و سازمان‌دهی اطلاعات حکمت» و کشف انگاره‌ها و گرایش‌ها از بطن متون غیر ساختاریافته آزاد.

4.  کاربست حکمت در مواجهه با پدیده‌های نوظهور و تدوین پایان‌نامه‌های دانشجویی با طرح مباحثی چون «حکمت و تکنولوژی»، «حکمت و فضای مجازی» ارائه الگوی سازمان‌های حکمت بنیان « و ... .



[1] . Maxwell

[2] . David Yun Dai & Huai Cheng

[3] . Chappell

[4] . Birren

[5] . Fisher

[6] . Sternberg

[7] . Baltes

[8] . Staudinger

[9] . Po Keung

[10] . Daniel Pesut

[11] . Staudinger

[12] . Scientometrics

[13] . bibliometrics

[14] . Braun

[15] . Glänzel

[16] . Schubert

[17] . Schubert

[18] . Co-Citation

[19] . Co-Word

[20] . Co-Authorship

[21] . Chang

[22] . Huang

[23] . Lin

[24] . Callon

[25] . Tague

[26] . Sutcliffe

[27] . Positivism

[28] . Pritchard

[29] . Mapping the dynamics of science and technology: Sociologoy of sience in the real world

[30] . Callon, M

[31] . Wang

[32] . Vaughan

[33] . Lee

[34] . Jeong

[35] . Coulter

[36] . Ding

[37] . Milojevic

[38] . Leydesdorf

[39] . iMetrics

[40] . Ravikumar

[41] . Small

[42] . Rooney

[43] . McKenna

[44] . Liesch

[45] . Hu, C.P

[46] . The R Project for Statistical Computing Available from: URL: http://www.r-project.org, Version 2.8.

[47] . GNU GPL

[48] . Hierarchical

[49] . Dendogram

[50] . Greedy Algorithms

[51] . Optimal-stepwise

[52] . data, information, knowledge, wisdom

[53] . Co-Authorship

[54] . Knowledge Discovery and Text mining (KDT)

آقایی، رضا؛ آقایی، میلاد؛ آقایی، اصغر/(1395). شناسایی و تبیین عوامل کلیدی مؤثر بر حوزه سامانه‌های اطلاعاتی مدیریت. مطالعات مدیریت فناوری اطلاعات، 15،148-125.

احمدی، حمید، عصاره، فرید. (1394). سیر تحول پژوهش‌های علم‌سنجی در ایران، کتابداری، آرشیو و نسخه پژوهی. رهیافت،60، 82-69.

احمدی، حمید؛ سلیمی، علی، زنگیشه، الهه. (1392). علم‌سنجی، خوشه‌بندی و نقشه تولیدات علمی ادبیات تطبیقی در ایران. کاوش نامه ادبیات تطبیقی، دانشگاه رازی کرمانشاه، 3(11)، 28-1.

ارسطو. (1385). اخلاق نیکوماخوس، مترجم محمدحسن لطفی. انتشارات طرح نو، چاپ دوم، تهران، 212-208.

باب الحوائجی، فهیمه، زارعی، عاطفه، نشاط، نرگس، حریری، نجلا. (1393). نقشه دانش علم اطلاعات و دانش شناسی براساس مقوله بندی موضوعی اصلی و فرعی. مطالعات کتابداری و علم اطلاعات، 21(13، بهار و تابستان)، 1-24.

بیرانوند، علی؛ شعبانی، احمد؛ عاصمی، عاصفه؛ چشمه سهرابی، مظفر. (1396). ساختار دانش در مطالعات مربوط به تجاری‌سازی دانش با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و مصوّر سازی علم، فصلنامه مطالعات کتابداری و علم اطلاعات. مقالات آماده انتشار، پذیرفته‌شده، انتشار آنلاین از تاریخ 12 آذر 1396، شناسه دیجیتال
 DOI: 10.22055/SLIS.2017.24056.1416.

حاضری، افسانه؛ مکی زاده، فاطمه؛ بیک خورمیزی، فرزانه. (1395). تحلیل هم واژگانی مقالات مستخرج از پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی. کتابداری، آرشیو و نسخه پژوهی. پژوهش‌نامه علم‌سنجی، 4، 62-49.

حیدری، غلامرضا. (1388). علم‌سنجی: از کتاب‌سنجی تا وب‌سنجی، تحلیلی بر مبانی، دیدگاه‌ها، قواعد و شاخص‌ها. تهران: نشر کتابدار.

رضاقلیفامیان، علی. (1393). نیازسنجی پژوهشی بر پایه‌ی علم‌سنجی: مطالعه‌ای موردی در تولیدات علمی زبان‌شناسی ایران. مجموعه مقالات دانشگاه علامه طباطبایی،331،582-565.

رضایی، نسا؛ اکبری، مرتضی؛ پاداش، حمید. (1396). ترسیم نقشه دانش نوآوری ایران بر اساس مقالات علمی پژوهشی و پایان‌نامه‌های فارسی، فصلنامه توسعه کارآفرینی، 10(3)، 456-437.

زنگیشه، الهه؛ سهیلی، فرامرز؛ احمدی، حمید. (1394). تحلیل استنادی و هم نویسندگی پژوهشـگران حـوزه اسلام و علوم قرآنی در وب‌گاه علوم میان‌سال‌های 1993 تا 2012 و ترسیم ساختار علمی این حوزه. پژوهش‌نامه علم‌سنجی، 1(1)، 38-21.

سالمی نجمه، کوشا کیوان. (1392). مقایسه تحلیل هم‌استنادی و تحلیل هم واژگانی در ترسیم نقشه کتاب‌شناختی (مطالعه موردی: دانشگاه تهران). پژوهش‌نامه پردازش و مدیریت اطلاعات، ۲۹ (۱)، 266-253.

ستاری، سورنا. (1396). سخنرانی منتشرشده در سایت رسمی بنیاد ملی نخبگان،http://yon.ir/th3O7.

سهیلی، فرامرز؛ شعبانی، علی؛ خاصه، علی‌اکبر. (1394)، ساختار فکری دانش در حوزه‌ی رفتار اطلاعاتی: مطالعه‌ی هم واژگانی. تعامل انسان و اطلاعات،2(4)،36-21.

صدیقی، مهری. (1393). بررسی کاربرد روش تحلیل هم رخدادی واژگان در ترسیم ساختار حوزه‌های علمی (مطالعه موردی(. فصلنامه مدیریت و پردازش اطلاعات، 30(2)، 396-373.

صمیمی، مهدی؛ علوی، سید بابک. (1393). شناسایی عوامل موقعیتی و زمینه‌ای اثربخشی رهبری توزیع‌شده؛ مطالعه موردی چندگانه تیم‌های مؤسس گرایش تحصیلی بین‌رشته‌ای در دانشگاه صنعتی شریف. پژوهش‌های رهبری و مدیریت آموزشی، 2، 42-1.

عرفان منش، محمدامین؛ مروتی اردکانی، مرضیه؛ ایرانی، سپیده. (1395). ترکیب اعضای هیئت تحریریه نشریات به‌عنوان شاخصی از میان رشتگی: مطالعه موردی نشریات علوم اجتماعی و انسانی کشور. فصلنامه علمی پژوهشی کتابداری و اطلاع‌رسانی 19(1)، 107-81.

فاتح راد، مهدی؛ نقوی، محمدحسین. (1393). دانشگاه حکمت بنیان قلب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت. مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، تهران.

مرادی، مرتضی. (1394). ارائه یک مدل سازمان حکمت محور در ادارات دولتی. مدیریت دولتی (دانشگاه تهران)، 22، 209-185.

نوروزی چاکلی، عبدالرضا. (1390). آشنایی با علم‌سنجی (مبانی، مفاهیم، روابط و ریشه‌ها). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی سمت، دانشگاه شاهد، تهران.

نوروزی چاکلی، عبدالرضا. (1391). نقش و جایگاه مطالعات علم سنجی در توسعه. فصلنامۀ علمی پژوهشی پژوهشگاه علوم و فنّاوری اطلاعات ایران، 27(3)، 736-723.

یعقوب نژاد، محمدهادی. (1396). هندسه علوم از نگاه علم‌شناسی با تأکید بر علوم انسانی اسلامی. مجموعه مقالات کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی، 3(1)، 127.

Baltes، P.B. Staudinger، U. M. Maercker، A. Smith، J. (1995). People‌ nominated as wise: a comparative study of wisdom-related knowledge. Psychological Aging، 10، 155-66.

Bernard، M. David. R. & Kimberley، B. B. (2009). Wisdom principles as a metatheoretical basis for evaluating leadership. The Leadership Quarterly، 20: 177–190.

Birren، E. B. & Fisher، L. M. (1990)، “The elements of wisdom: overview and integration. In R. J. Sternberg (Ed.)، Wisdom: Its nature، origins، and development”، pp. 332-317، Cambridge: Cambridge University Press.

Braun، T. W. Glänzel، and A. Schubert. 1985. Scientometric Indicators. A 32-Country Comparative Evaluation of Publishing Performance and Citation Impact. Singapore/Philadelphia: World Scientific Publications.

Callon، M. J. Law، and A. Rip(Eds). 1986a. Mapping the dynamics of science and technology: Sociologoy of sience in the real world. London: The Macmillan Press 1، td.

Chang، Y. Huang، M. & Lin، C. (2015). Evolution of research subjects in library and information science based on keyword،bibliographical coupling، and co-citation analyses. Scientometrics، 105(3)، 2071-2087.

Chappell، Philip (2017)، Interrogating your wisdom of practice to improve classroom practices، ELT Journal، Volume 71، Issue 4، 1 October 2017، Pages 433–444، https://doi.org/10.1093/elt/ccx004.

Coulter، N. Monarch، I. & Konda، S. (1998). Software engineering as seen through its research literature: A study in co‐word analysis. Journal of the American Society for Information Science، 49(13)، 1206-1223.

David Yun Dai & Huai Cheng (2017) How to Overcome the OneTrack Mind: Teaching for Creativity and Wisdom، Roeper Review، 39:3، 174-177، DOI: 10.1080/02783193.2017.1318659.

Ding، Y. Chowdhury، G. G. & Foo، S. (2001). Bibliometric cartography of information retrieval research by using co-word analysis. Information processing & management، 37(6)، 817-842.

Hu، C.P. Hu، J.M. Deng، S.L. & Liu، Y. (2013). A co-word analysis of Library and Information Science in China. Scientometrics، 97(2)، 369-382.

Lee، B. & Jeong، Y. I. (2008). Mapping Korea’s national R&D domain of robot technology by using the co-word analysis. Scientometrics، 77(1)، 3-19.

Maxwell.Nicholas، (2013)، From Knowledge to Wisdom: Assessment and Prospects after Three Decades، INTEGRAL REVIEW، June 2013، Vol. 9، No. 2.

Milojevic، S. L. Leydesdorf. 2013. Information Metrics (iMetrics): A Research Specialty with a Socio-Cognitive Identity? Scientometrics 95 (1): 141-157.

Pesut.Daniel J. Thompson.Sarah A. (2018)، Nursing leadership in academic nursing: The wisdom of development and the development of wisdom، Journal of Professional Nursing،vol 34.2. Published - Mar 1 2018، pp122-127.

Po Keung Ip، (2011)، “Practical wisdom of Confucian ethical leadership: a critical inquiry”، Journal of Management Development، 30 (7/8)، 685-696.

Pritchard، A. (1969). "Statistical bibliography or bibliometrics?. Journal of Documentation. Vol. 25، No. 4، 343-349.

Ravikumar، S. Agrahari، A. & Singh، S. (2014). Mapping the intellectualstructure of scientometrics: a co-word analysis of the journal Scientometrics(2005–2010). ScientometricS 102 (1)، 929-955.

Rooney D. McKenna B. & Liesch P. 2010، Managing wisdom in the knowledge economy، Oxford: Routledge.

Schubert، A. (2002). The Web of Scientometrics. A statistical overview of the first 50 volumes of the journal. Scientometrics، 53(1)، 3-20.

Small، M. W. (2004). Wisdom and now managerial wisdom: do they have a place in management development programs? Journal of Management Development، 23 (8)، 761- 774.

Staudinger، U. M. Lopez، D. F. & Baltes، P. B. (1997)، “The psychometric location of wisdom-related performance: intelligence، personality، and more”، Personality and Social Psychology Bulletin، 23(11)، 1200-1214.

Sternberg RJ. (1990)،Wisdom: Its nature، origins، and development. Cambridge University Press; New York.

Tague-Sutcliffe، J. M. (1992). An introduction to Informetrics. Information Processing & Management، 28، 1–3.

Vaughan، L. Yang، R. & Tang، J. (2012). Web co-word analysis for business intelligence in the Chinese environment. Aslib Proceedings، 64(6)، 653-667.

Wang، L.Y. Zhang، Z.Q. & Wei، J.Z. (2011). A study on foreign research subjects of library and information science based on the co-word analysis during the last ten years. Journal of intelligence، 30(3)، 50-58.

White، H. D. & Griffith، B. C. (1981). Author cocitation: A literature measure of intellectual structure. Journal of the American Society for information Science، 32(3)، 163-171.