تحلیل روابط بین شاخص‌های بهره‌وری علمی و شاخص‌های توسعه در آسیا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

2 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه پیام نور تهران

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی، مقایسه و تحلیل روابط میان شاخص‌های سنجش سطح توسعه و بهره‌وری علمی کشورهای آسیایی با استفاده از تکنیک همبستگی کانونی می‌باشد.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی علم‌سنجی است که با روش کتابخانه‌ای و بر اساس  اطلاعات حاصل از پایگاه‌های اطلاعاتی یو.ان.دی.پی، بانک جهانی و اس.جی.آر انجام شده است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل 26 کشور آسیایی است و به‌منظور ارزیابی سطح توسعه‌یافتگی آن‌ها سه شاخص توسعۀ انسانی، تولید ناخالص ملی و نابرابری جنسیتی و جهت سنجش بهره‌وری علمی دو شاخص هرش و تعداد تولیدات علمی انتشاریافته مربوط به سال 2012 موردبررسی قرار گرفتند. تجزیه‌‌وتحلیل داده‌ها بر مبنای روش‌های آماری توصیفی و تکنیک تحلیل همبستگی کانونی و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای آماری اس.پی.اس.اس و استتیستیکا (STATISTICA) انجام شده است
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که ترکیب خطی مناسب و همبستگی معناداری میان متغیرهای سنجش سطح توسعه‌یافتگی جوامع به‌عنوان متغیرهای ملاک و متغیرهای علم‌سنجی به‌عنوان متغیرهای پیش‌بین وجود دارد و نسبت واریانس تبیین‌شدۀ شاخص‌های سنجش توسعه توسط شاخص‌های سنجش علمی، 71درصد می‌باشد. همچنین یافته‌ها نشان داد که میان دو شاخص تعداد تولیدات علمی و هِرش، همبستگی قوی وجود دارد و میان سه شاخص توسعۀ انسانی و تولید ناخالص ملی و نابرابری جنسیتی نیز همبستگی وجود دارد که همبستگی میان شاخص توسعۀ انسانی و نابرابری جنسیتی قوی‌تر می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که ایجاد شرایط و زمینه‌های ارتقای سطح کمّی و کیفی تولیدات علمی جوامع باعث تقویت و بالا‌رفتن سطح توسعه‌یافتگی آن‌ها می‌شود

کلیدواژه‌ها


این عصر، عصر پژوهش‌های علمی ا‌ست و هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که پژوهش‌های علمی ملاک برتری جوامع از یکدیگر است و تولید علم مهم‌ترین شاخص تفاوت میان کشورها تلقی شده و از طریق نشر و توسعۀ علم و دانش بشری‌ است که توسعۀ هماهنگ و رضایت‌بخش میسر می‌شود. امروزه توسعه‌یافتگی جوامع با رشد علم و تحقیقات در آن‌ها، پیوندهای استوار و غیرقابل‌ا‌‌نکار دارد. جایی که علم منزلت دارد، جامعه نیز توسعه‌یافته است و هرجا جامعۀ پیشرفته‌ای یافت شود، علم هم لزوماً منزلت والایی دارد. راهبرد توسعۀ مبتنی بر علم و دانایی و اقتصاد دانش‌محور در دو دهۀ اخیر، جایگزین توسعۀ مبتنی بر تولید شده است. پژوهش و تولید علم از مهم‌ترین عناصر رشد و توسعۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، صنعتی و سیاسی کشور به‌حساب می‌آید (جانعلی‌زاده چوب‌بستی و دیگران، 1392؛ شیخ‌زین‌الدین و دیگران، 1393). مفهوم توسعه، گسترش توانایی‌ها و ظرفیت‌های فکری و عملی انسان است و در بحث‌ توسعه، محور انسان است و انسان است که قرار است توسعه‌یافته شود. برای اینکه انسان و جامعه توسعه‌یافته باشند، باید توانایی‌ها و ظرفیت‌های فکری و عملی انسان گسترش یابد. اینجا‌ست که در بحث توسعه، توجه به علم ضرورت پیدا می‌کند. برای اینکه استعدادهای مادی و معنوی انسانی به‌صورت متوازن و مطابق ارزش‌هایی که داریم شکوفا شود، نیاز به علم، دانایی، دانش و کاربرد آن است. پیشرفت علمی رمز توسعه و پیشرفت همه‌جانبۀ هر ملتی است و پژوهش و پژوهشگران مسئولیت اساسی در فرایند توسعه را بر عهده دارند (خوش‌چهره و دیگران، 1388؛ علیخانی و کرمی، 1389).

نگارش علمی و انتشار یافته‌های محققان و پژوهشگران، از الزامات رشد و توسعۀ علمی جوامع هستند. انتشارات علمی، شاخص کلیدی برای توسعه و پیش‌نیاز توسعۀ همه‌جانبه جوامع از جمله اقتصادی و انسانی می‌باشد. در واقع می‌توان اذعان داشت که امروزه علم به‌عنوان نمادی از رفاه و قدرت ملی و بین‌المللی درآمده و به یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است (ماو[1] و دیگران، 2013؛ علی‌احمدی و قاضی‌نوری، 1380). میزان تولیدات علمی به‌عنوان عاملی تأثیرگذار در قدرت و نفوذ کشورها در عرصۀ بین‌المللی درنظر گرفته می‌شود؛ بنابراین تولید و بررسی تولیدات علمی در راستای تأثیرگذاری در جهان مدرن و توسعه برای کشورها اولویت محسوب می‌گردد (حسن‌زاده و دیگران، 2009). امروزه، علم‌سنجی به یکی از متداول‌ترین روش‌های ارزیابی فعالیت‌های علمی و مدیریت پژوهش در جهان تبدیل شده است. بررسی تولیدات علمی، طرح نقشۀ معرفت‌شناختی، ارتباطات علمی دانش‌پژوهان، سیاست‌گذاری علمی و... برخی ‌از مباحث این حوزه می‌باشند. به‌طور کلی، اساس کار علم‌سنجی بر بررسی چهار متغیر اساسی شامل مؤلفان، انتشارات علمی، استناد و ارجاعات است. علم‌سنجی بر آن است که با استفاده از بررسی جداگانۀ این متغیرها با ترکیبی مناسب از شاخص‌های مبتنی بر این متغیرها خصایص علم و پژوهش علمی را نمایان سازد (تیرگر و دیگران، 1393؛ میرحسینی و جلیلی‌باله، 1387).

بررسی‌ها نشان می‌دهد که فعالیت‌های مربوط به توسعۀ علمی به‌عنوان پیشران اصلی بهره‌وری و رشد اقتصادی و اجتماعی محسوب می‌شود و به‌طور چشمگیری به توسعۀ اقتصادی و بهبود سطح زندگی جوامع یاری می‌رساند. بر این اساس، دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی همواره با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف و در ابعاد گوناگون، سنجش و ارزیابی علم را در دستور کار خود قرار می‌دهند (نوروزی‌چاکلی و حسن‌زاده، 1389). ازاین‌رو با افزایش روزافزون نقش توسعۀ علم در توسعۀ انسانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشورها، سنجش وضعیت نظام علمی حائز اهمیت می‌باشد. این پژوهش بر آن است که رابطه‌ میان سه شاخص توسعه (توسعۀ انسانی، اقتصادی و نابرابری جنسیتی) و دو شاخص از شاخص‌های علم‌سنجی (تعداد تولیدات علمی و شاخص هرش) را موردبررسی قرار دهد.

در بحث توسعه که یکی از متغیرهای پژوهش حاضر است، باید گفت که تاکنون تعریف‌های و ابعاد متعددی از توسعه ارائه شده است. مفهوم توسعۀ انسانی کلیدی‌ترین مفهوم در گزارش‌های توسعۀ سازمان ملل محسوب می‌شود. برخلاف رویکردهای رفاه انسانی، نیازهای اساسی و توسعۀ منابع انسانی که به‌ترتیب بر مصرف کالاها و خدمات، تأمین حداقل نیازهای مادی و غیرمادی و ایجاد ظرفیت و پرورش توانمندی‌ها تأکید می‌کند، توسعۀ انسانی به‌عنوان رویکردی کل‌نگر با تأکید بر افزایش حیطۀ انتخاب انسانی، از یک سو به ایجاد ظرفیت‌ها به‌جای تأکید بر مصرف کالاها و خدمات و از سوی دیگر، به پرورش استعدادهای ذهنی در کنار رشد ظرفیت‌های مادی توجه دارد. این رویکرد اساس مفهوم شاخص توسعۀ انسانی (HDI)[2] واقع شده و برای اندازه‌گیری ابعاد سه‌گانۀ این مفهوم یعنی شاخص‌های نرخ باسوادی، سرانۀ درآمد ناخالص ملی (GNI)[3] و امید به زندگی در بدو تولد را به خدمت گرفته است (کلانتری، 1375).

اولین گزارش توسعۀ انسانی در سال 1990 انتشار یافت. محبوب‌الحق[4] و آرماتیا سن[5] از اقتصاددانان پاکستان، بنیان‌گذاران شاخص توسعۀ انسانی بودند. برنامۀ توسعۀ سازمان ملل (UNDP)[6] جوامع را بر اساس مقدار شاخص توسعۀ انسانی در ۴ گروه خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم دسته‌بندی می‌نماید. شاخص توسعۀ انسانی با توجه‌ به ناکارآمدی توسعۀ اقتصادی و بررسی تنها درآمد سرانه به‌عنوان نمادی از استاندارد توسعه در راستای جبران این کمبود، معرفی و موردتوجه قرار گرفت (بیاو،[7] 2011؛ کلاگمن[8] و دیگران، 2011). شاخص توسعۀ انسانی مقیاسی جامع برای ارزیابی بلندمدت پیشرفت در سه حوزۀ توسعۀ انسانی است. این حوزه‌ها عبارت‌اند از: داشتن یک زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش و برخورداری از معیار معاش مناسب و معقول. زندگی طولانی و سالم با امید به زندگی اندازه‌گیری می‌شود. دسترسی به دانش نیز با دو شاخص سنجیده می‌گردد: میانگین سال‌های سپری‌شده در فرایند آموزش برای بزرگ‌سالان که برابر است با متوسط تعداد سال‌های آموزش طی دوران زندگی برای افراد 25ساله و بالاتر و مجموع سال‌های قابل‌انتظار آموزش فراروی کودکان در سن ورود به مدرسه، در صورتی‌ که شرایط تأثیرگذار بر نرخ ثبت‌نام در مدرسه و سن ورود به آن، طی دوران زندگی کودک تغییر نکند. معیار معاش (استاندارد زندگی) با سرانۀ درآمد ناخالص ملی اندازه‌گیری می‌شود که با استفاده از نرخ برابری قدرت خرید PPP[9] بر اساس ثابت بین‌المللی 2005 دلارهای تبدیل‌شده بیان می‌گردد. در طی چند دهۀ گذشته، اکثر کشورهای جهان در راستای رسیدن به سطوح بالاتر توسعه در زمینه‌های گوناگون پیشرفت داشته‌اند. سرعت بهبود شاخص‌های توسعۀ انسانی در گروه کشورهای دارای توسعۀ انسانی کم و متوسط، چشمگیر بوده است؛ ولی با این ‌وجود تلاش برای ارتقای سطح این شاخص‌ها از حد متوسط الزامی می‌باشد (UNDP، 2013).

شاخص دیگری که به‌منظور بررسی توسعه موردبررسی قرار می‌گیرد، شاخص نابرابری جنسیتی (GII)[10] می‌باشد. این شاخص بیانگر ضعف‌ها و ناتوانایی‌های زنان در سه بُعد توانمندسازی‌ و فعالیت‌های اقتصادی و بهداشت باروری می‌باشد. این شاخص میزان کاستی در شاخص توسعۀ انسانی را که بر اساس نابرابری میان زنان و مردان در جامعه ایجاد می‌شود، مشخص می‌کند (گایا[11] و دیگران، 2010). سومین شاخص توسعۀ مدنظر پژوهش حاضر، شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP)[12] می‌باشد و این شاخص برابر با ارزش کل کالاها و خدمات تولیدشده طی یک دورۀ زمانی خاص، در یک کشور می‌باشد و شاخص اصلی مورداستفاده برای ارزیابی قدرت اقتصادی یک کشور محسوب می‌شود (ماو و دیگران، 2013). بهره‌وری علمی که متغیر دیگر پژوهش می‌باشد، به‌عنوان سطح انتشار علمی تعریف و به‌کمک مؤلفه‌های مختلفی سنجیده می‌شود. نخستین و پرکاربردترین مؤلفه، فراوانی آثار علمی به‌ویژه مقالات منتشر‌شده در مجلات است که به‌عنوان سنگ بنای تولید علم و در نتیجه، واحد سنجش آن به کار می‌رود. آشکار است که این مؤلفه به‌طور مطلق نمی‌تواند نشانگر بهره‌وری علمی باشد (ستوده و یقطین، 1394).

آثار یا تولیدات علمی دربرگیرندۀ تهیه و تدوین انواع منابع اطلاعاتی شامل کتاب، چاپ مقالات در نشریات علمی، اجرای طرح تحقیقاتی، ارائۀ مقالات در گردهمایی‌های علمی و راهنمایی پایان‌نامه‌ها می‌باشد. تعداد تولیدات علمی منتشرشده در طول یک سال، معمولاً خروجی علمی کشور نامیده می‌شود. یکی از معتبرترین شاخص‌های سنجش بهره‌وری علمی، علاوه بر تعداد تولیدات علمی منتشرشده، شاخص H بوده که توسط جورج ای. هرش[13] در سال 2005 ارائه شده است. این شاخص عبارت است از h تعداد از N تعداد تولیدات علمی منتشرشدۀ یک فرد یا کشور که به هریک حداقل h بار استناد شده باشد که در این صورت، N-h تعداد از انتشارات علمی منتشرشدۀ وی استناد کمتر از h بار را دارند (اندرسون[14] و دیگران، 2008). بنابراین هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه‌ای میان شاخص‌های سنجش بهره‌وری علمی و شاخص‌های سنجش توسعه در 26 کشور آسیایی موردمطالعه وجود دارد؟

پرسش‌های پژوهش

1.  آیا میان شاخص‌های سنجش بهره‌وری علمی و شاخص‌های سنجش توسعه در 26 کشور آسیایی رابطه‌ای وجود دارد؟

2.  وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ توسعۀ انسانی در سال 2012 چگونه است؟

3.  وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ تولید ناخالص ملی در سال 2012 چگونه است؟

4.  وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ نابرابری جنسیتی در سال 2012 چگونه است؟

5.  وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ هرش در سال 2012 چگونه است؟

6.  وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ سطح کمّی تولیدات علمی در سال 2012 چگونه است؟

پیشینۀ پژوهش

از آنجا که تاکنون تحقیقات چندانی در مورد بررسی رابطۀ بین شاخص توسعۀ انسانی و تولیدات علمی جوامع انجام نگرفته است، به نمونه‌هایی از مرتبط‌ترین مطالعات اشاره می‌نماییم:

علی‌احمدی و قاضی‌نوری (1380) در پژوهشی، با استفاده از تکنیک همبستگی کانونی، به بررسی رابطۀ میان شاخص‌های توسعۀ صنعتی با شاخص‌های علم و فناوری در کشورهای جهان پرداختند و و نشان دادند که توسعۀ صنعتی در ابعاد مختلف خود، هماهنگی و همبستگی نیرومندی با ابعاد مختلف علم و فناوری دارد. همچنین حسین‌زاده دلیر و ملکی (1385) در پژوهش خود، به بررسی وضعیت شاخص‌های توسعۀ انسانی (امید به زندگی، نرخ باسوادی بزرگ‌سالان، هزینۀ سرانۀ ناخالص، توسعۀ وابسته به جنس و فقر انسانی) در استان ایلام بر اساس گزارشات برنامۀ توسعۀ سازمان ملل متحد و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور پرداختند و نشان دادند که استان موردمطالعه با کسب رتبۀ 22 در بین استان‌های کشور، از وضعیت نامطلوبی برخوردار می‌باشد. علاوه‌ بر این، میرحسینی و جلیلی‌باله (1387) به بررسی وضعیت اسناد علمی اعضای هیئت‌علمی دانشکده‌های داروسازی سه دانشکدۀ علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی تهران در پایگاه‌های استنادی اسکوپوس و وبگاه علوم بر اساس شاخص h پرداختند و نشان دادند که بالاترین شاخص h مربوط به اعضای هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم پزشکی تهران می‌باشد.

رحمان‌پور و دیگران (1387) در پژوهشی با عنوان «شاخص هرش (h-index): چالش‌ها و ابزارهای مکمل» به بررسی شاخص هرش و نقاط ضعف و قوّت آن پرداخته و از آن به‌عنوان یکی از معتبرترین شاخص‌ها در حوزۀ علم‌سنجی و نشان‌دهندۀ کیفیت بهره‌وری علمی واقعی یک محقق، سازمان یا کشور یاد می‌کند. همچنین ریاحی و قانعی‌راد (1389) در پژوهشی به بررسی شاخص‌های نوآوری کشورها، شاخص‌های توسعۀ انسانی، نابرابری درآمدی و برابری قدرت خرید (تعدیل‌شده) پرداختند و نشان دادند که میان نوآوری و شاخص توسعۀ انسانی و همچنین نوآوری و برابری قدرت خرید، رابطۀ مثبت و میان نوآوری و نابرابری درآمد، رابطۀ منفی وجود دارد. علاوه‌ بر این، آصف‌زاده، جهاندیده و موسوی (1392) در پژوهشی به بررسی رابطۀ شاخص توسعۀ انسانی و تعداد مقاله‌های علمی نمایه‌شدۀ ISI در 4 گروه کشورهای بسیارتوسعه‌یافته، کم‌توسعه‌یافته، در حال ‌توسعه و عقب‌مانده پرداختند و نشان دادند که در کشورهای بسیار توسعه‌یافت،ه یک ارتباط خطی رو به ‌افزایش وجود دارد، ولی در کشورهای توسعه‌یافته این ارتباط با شیب ملایمی به‌‌صورت معکوس است. در کشورهای در حال ‌توسعه و عقب‌مانده نیز این ارتباط به‌صورت مستقیم رو به ‌افزایش است، ولیکن شیب بسیار کند آن نشان می‌دهد که افزایش شاخص توسعۀ انسانی نمی‌تواند چندان به افزایش تعداد مقاله‌های علمی مرتبط باشد.

کینگ[15] (2004) به مطالعۀ کیفیت و کمّیت تحقیقات علمی بر اساس تعداد انتشارات علمی و تعداد استناد به آن‌ها، از 1993 تا 2002 در 31 کشور پرداخت و نشان داد که هر دو شاخص موردنظر سیر صعودی داشتند و ایالات متحده به‌لحاظ هر دو شاخص تعداد انتشارات علمی و تعداد استناد، رتبۀ نخست را به خود اختصاص داده است. همچنین ارتباط مستقیمی میان شدت ثروت (تولید ناخالص داخلی به‌ازای هر نفر) و شدت استناد (نسبت استنادات به تعداد انتشارات) وجود دارد. در پژوهش دیگری، رانیس[16] و دیگران (2006) در تحقیق خود، به بررسی عوامل توسعه پرداختند و علاوه بر شاخص توسعۀ انسانی که بر پایۀ سه شاخص اصلی امید به زندگی و آموزش و درآمد می‌باشد، یازده عامل دیگر (توسعۀ فکری، توانمندسازی، آزادی سیاسی، روابط، جامعه، نابرابری، شرایط کار، شرایط اوقات‌فراغت، امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی، شرایط زیست‌محیطی) را به‌همراه 39 شاخص معرفی نموده و ارتباط بین شاخص‌های هر عامل را با یکدیگر و با شاخص توسعۀ انسانی موردارزیابی قرار دادند. همچنین مهو و راجرز[17] (2008) در پژوهش خود، به بررسی میزان کمّی برون‌دادهای علمی انتشاریافتۀ دو پایگاه اسکوپوس و وبگاه علوم و شاخص هرش (H-Index) 22 نفر از محققان بریتانیا در زمینۀ کامپیوتر پرداختند و تفاوت شاخص هرش در پایگاه گوگل اسکولار با دو پایگاه اسکوپوس و وبگاه علوم را موردارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد که پایگاه اسکوپوس جهت ارزیابی استنادات و شاخص‌های علمی قوی‌تر و مؤثرتر است. علاوه‌ بر این، وینکلر[18] (2008) در پژوهشی به بررسی ارتباط میان شاخص‌های علم‌سنجی و تولید ناخالص داخلی در دو گروه کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا و غیرعضو پرداخت و نشان داد که میان تعداد انتشارات علمی و تعداد استناد به هریک از آن‌ها در این دو گروه کشورهای موردمطالعه تفاوت وجود دارد و تولید ناخالص ملی ارتباط مستقیم و معناداری با شاخص‌های علم‌سنجی (تعداد انتشارات علمی و تعداد استنادات) دارد و یکی از دلایل وجود تفاوت در شاخص‌های علم‌سنجی در میان این دو گروه کشورهاست.

دمسنارد[19] (2011) در پژوهش خود، به رتبه‌بندی محققان و دانشگاه‌های کشور فرانسه بر پایۀ اطلاعات پایگاه دادۀ سایمگو (SCImago) و ارزیابی شاخص‌های مورداستفاده در این پایگاه و بحث در مورد تفاوت بهره‌وری فردی و مؤسسات پرداخت و نشان داد که بهره‌وری محققان مهم‌تر از بهره‌وری مؤسسات و دانشگاه‌ها می‌باشد؛ هرچند که در این صورت ممکن است دانشگاه‌های کوچک و با بهره‌وری پایین در رتبۀ بالا قرار گیرند. در پژوهش دیگری جرمیک[20] و دیگران (2011) به شناسایی شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و زیست‌محیطی توسعۀ انسانی در کشورهای جهان و تأثیر هریک بر سطح رفاه جوامع پرداختند و نشان دادند که عوامل زیست‌محیطی از مهم‌ترین شاخص‌های اندازه‌گیری سطح رفاه جوامع می‌باشد. همچنین آلیک[21] (2013) در پژوهش خود، کیفیت علمی و عوامل جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر آن را در 82 کشور بر مبنای شاخص HQSI[22] که از ترکیب شاخص‌های ESI[23] ساخته شده و انتشار یافته، در یک دورۀ ۱۰ساله و ۸‌ماهه از سال 2002 تا 2012 میلادی موردبررسی قرار داد. همچنین شاخص‌های امید به زندگی در بدو تولد، سال‌های تحصیل، اندازۀ جمعیت، باروری و سرانۀ درآمد ناخالص ملی از جمله عوامل جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی را موردبررسی قرار دادند. نتایج رگرسیون چندمتغیرۀ گام‌به‌گام نشان داد که بیش از 54درصد واریانس شاخص HQSI توسط ۶ شاخص جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی مورد مطالعۀ پژوهش تبیین می‌گردد. علاوه‌ بر این، عرفان‌منش[24] و دیگران (2013) در پژوهشی، به ارزیابی تولیدات و بهره‌وری علمی ده کشور برتر آسیا (چین، ژاپن، هند، کرۀ جنوبی، تایوان، هنگ‌کنگ، سنگاپور، ایران، تایلند و مالزی) با استفاده از بانک اطلاعاتی اسکوپوس در سال‌های 1996 تا 2010 پرداختند و نشان دادند که چین و پس از آن، ژاپن از بین ده کشور انتخاب‌شده، بالاترین تعداد انتشار تولیدات علمی و هنگ‌کنگ بالاترین رتبه در تعداد استنادات را دارا می‌باشد و پس از آن، ژاپن و سنگاپور قرار دارند و کشورهای چین و ژاپن و هنگ‌کنگ بالاترین میزان همکاری‌های جهانی را به خود اختصاص داده‌اند.

مروری اجمالی بر تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که مطالعات در این زمینه اندک بوده و بر مبنای دستاوردهای مطالعات پیشین، با فرض اینکه رشد علمی جوامع می‌تواند یکی از عوامل تأثیرگذار بر شاخص‌‌های توسعه باشد، در این مطالعه بررسی شده و تعیین رابطه بین شاخص‌های توسعۀ انسانی، تولید ناخالص ملی، نابرابری جنسیتی و علم‌سنجی موردبررسی قرار گرفته است.

روش‌شناسی پژوهش

این پژوهش از نوع کاربردی علم‌سنجی است که با روش کتابخانه‌ای و بر اساس  اطلاعات حاصل از پایگاه‌های اطلاعاتی یو.ان.دی.پی، بانک جهانی و اس.جی.آر  و  همچنین اطلاعات ثانویۀ ارائه‌شده در اسناد و مدارک سازمان‌های مختلف انجام شده است. داده‌های موردنیاز اطلاعات این پژوهش بر اساس گزارش مرکز توسعۀ انسانی برنامۀ توسعۀ سازمان ملل متحد (UNDP)، ارائه‌شده در سال 2013 و اطلاعات مربوط به رتبۀ کشورها و مجلات، ارائه‌شده توسط SJR[25] و شاخص‌های توسعۀ اقتصادی ارائه‌شده توسط بانک جهانی (WBDI, 2013[26]) برای سال 2012 گردآوری شد. با توجه ‌به اینکه داده‌های حاصل از پژوهش کمّی می‌باشد، لذا نتایج پژوهش با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی موردمقایسه و تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش از فراوانی، درصد و فراوانی تجمعی به‌منظور بررسی توزیع فراوانی شاخص‌های توسعه و علم‌سنجی در کشورهای مدنظر و مقایسۀ میان آن‌ها استفاده شده و تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش از طریق نرم‌افزارهای آماری SPSS و STATISTICA انجام شده است.

به‌منظور بررسی رابطۀ خطی[27] میان مقادیر متغیرهای کانونی پژوهش یعنی متغیرهای توسعه (شاخص توسعۀ انسانی و تولید ناخالص ملی و شاخص نابرابری جنسیتی) و متغیرهای علم‌سنجی (شاخص هرش و مقدار کمّی تولیدات علمی انتشاریافته)، از تکنیک تحلیل همبستگی کانونی استفاده شده است.  از آنجا که دو مفهوم توسعه و علم‌سنجی، هریک دارای شاخص‌های مختلفی هستند که بین آن‌ها هم‌پوشانی و میان شاخص‌های هریک از دو گروه همبستگی وجود دارد، نمی‌توان از تکنیک‌های آماری تک‌متغیره استفاده کرد؛ ازاین‌رو، تحلیل همبستگی کانونی تکنیک مناسبی برای تحلیل در پژوهش می‌باشد. در روش تحلیل همبستگی کانونی، مجموعه‌هایی از متغیرها به‌طور هم‌زمان، جهت تبیین تغییرات روابط بین پارامترهای هریک از مجموعه‌ها موردبررسی قرار می‌گیرند. همبستگی کانونی بیشتر از یک جفت حاصل از ترکیب متغیرها را در مطالعه ارائه می‌کند تا هرکدام از جفت‌ها در ارتباط با همدیگر موردارزیابی قرار گرفته و سپس هر نوع رابطۀ موجود از طریق تعیین سهم نسبی هریک از متغیرها در تابع کانونی استخراج و ارتباط بین مجموعۀ متغیرها تعیین می‌شود (عباسی و دیگران، 1391).

به‌لحاظ جامعۀ پژوهش، از بین کشورهای آسیایی، 26 کشور شناخته‌شده در برنامۀ توسعۀ سازمان ملل متحد، انتخاب و موردبررسی قرار گرفتند. از میان کشورهای آسیایی، آن‌هایی انتخاب شدند که اطلاعات مربوط به شاخص‌های توسعۀ انسانی آنان در پایگاه UNDP، اطلاعات مربوط به شاخص‌های علم‌سنجی آنان در پایگاه SJR و اطلاعات مربوط به شاخص‌های توسعه اقتصادی آنان در پایگاه WBDI‌ برای سال 2012 موجود باشد تا امکان مقایسه و اجرای تکنیک همبستگی کانونی وجود داشته باشد.

از آنجایی که هدف اصلی پژوهش بررسی رابطۀ میان دو دسته متغیرهای توسعه و بهره‌وری علمی است، در زمینۀ توسعه، از متغیرهای گوناگونی استفاده شد. یکی از مهم‌ترین این متغیرها، متغیر توسعۀ انسانی است که از ترکیبی از چهار شاخص امید به زندگی در بدو تولد، سال‌های قابل‌انتظار آموزش، میانگین سال‌های آموزش و سرانۀ درآمد ناخالص ملی حاصل شده و اطلاعات مربوط به هر چهار شاخص، به‌همراه شاخص نابرابری جنسیتی برای 26 کشور استخراج شدند. در زمینۀ توسعۀ اقتصادی شاخص تولید ناخالص داخلی و در زمینۀ متغیر اصلی دوم، یعنی بهره‌وری علمی دو شاخص تعداد تولیدات علمی منتشرشده و شاخص هرش برای 26 کشور استخراج شدند. تمامی اطلاعات شاخص‌ها مربوط به سال 2012 می‌باشد؛ ازاین‌رو شاخص‌هایی انتخاب شدند که اطلاعات آن‌ها برای این 26 کشور کامل باشد. مدل مفهومی پژوهش مطابق شکل زیر ارائه می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش

یافته‌های پژوهش

در این پژوهش، ۳ شاخص توسعۀ انسانی، تولید ناخالص داخلی و شاخص نابرابری جنسیتی انتخاب و اطلاعات مربوط استخراج شد؛ همچنین پیرامون سنجش علمی، ۲ شاخص تعداد تولیدات علمی منتشرشده و شاخص هرش موردبررسی قرار گرفت.

در جدول 1، رتبۀ کشورهای موردمطالعه پیرامون شاخص‌های انتخاب‌شدۀ سنجش سطح توسعه‌یافتگی و سنجش سطح علمی جوامع از میان 187 کشور آمده است. همان ‌طور که مشاهده می‌شود، ایران بالاترین رتبه را برای شاخص تعداد تولیدات علمی و پس از آن تولید ناخالص داخلی دارا و پایین‌ترین رتبۀ ایران مربوط به شاخص نابرابری جنسیتی می‌باشد. پیرامون شاخص توسعۀ انسانی میان کشورهای موردمطالعه، کشور ژاپن دارای بیشترین مقدار (با رتبۀ 10) و کشور نپال کمترین مقدار (با رتبۀ 157) می‌باشند. همچنین ایران رتبۀ 76 را از بین 187 کشور به خود اختصاص داده است. در بررسی شاخص تولید ناخالص ملی بین 26 کشور موردمطالعه، کشور چین دارای بیشترین مقدار (با رتبۀ 2) و کشور تاجیکستان کمترین مقدار (با رتبۀ 143) می‌باشند و ایران رتبۀ 22 از بین 190 کشور را به خود اختصاص داده است. در مورد شاخص نابرابری جنسیتی میان کشورهای موردمطالعه، مشخص شد که کشور سنگاپور دارای کمترین مقدار (با رتبۀ 13) و کشور عربستان سعودی بیشترین مقدار (با رتبۀ 143) می‌باشند. پیرامون شاخص هرش میان کشورهای موردمطالعه، کشور ژاپن بیشترین مقدار (با رتبۀ 6) و کشور تاجیکستان کمترین مقدار (با رتبۀ 180) را دارا می‌باشند و ایران رتبۀ 46 را از بین 225 کشور به خود اختصاص داده است. در بررسی سطح کمّی تولیدات علمی کشورهای موردمطالعه مشخص شد که کشور چین بیشترین مقدار (با رتبۀ 2) و کشور تاجیکستان کمترین مقدار (با رتبۀ 142) را دارا می‌باشند و ایران رتبۀ 17 از بین 225 کشور را به خود اختصاص داده است.


جدول 1. رتبه‌بندی کشورهای موردمطالعه پیرامون شاخص‌های توسعه و علم‌سنجی

 

کشور

شاخص توسعۀ انسانی

تولید ناخالص داخلی

شاخص نابرابری جنسیتی

شاخص هرش

تعداد تولیدات علمی

1

امارات متحدۀ عربی

41

32

40

74

61

2

اندونزی

121

16

106

57

57

3

ایران

76

22

107

46

17

4

بحرین

48

93

45

144

114

5

بنگلادش

146

59

111

69

58

6

پاکستان

146

44

123

58

43

7

تاجیکستان

125

143

57

180

142

8

تایلند

103

31

66

39

42

9

ترکیه

90

17

68

37

19

10

چین

101

2

35

16

2

11

رژیم اشغالگر قدس

16

40

25

15

28

12

ژاپن

10

3

21

6

5

13

سری لانکا

92

70

75

76

85

14

سنگاپور

18

35

13

28

32

15

عراق

131

47

120

138

71

16

عربستان سعودی

57

19

145

55

39

17

عمان

84

66

59

96

81

18

فیلیپین

114

41

77

56

70

19

قزاقستان

69

50

51

119

92

20

قطر

36

54

117

122

77

21

کویت

54

56

47

80

78

22

لبنان

72

83

78

70

68

23

مالزی

64

34

42

54

23

24

مصر

112

38

126

49

37

25

نپال

157

107

102

92

91

26

هند

136

10

132

24

7

 


پرسش اول: آیا میان شاخص‌های سنجش بهره‌وری علمی و شاخص‌های سنجش توسعه در 26 کشور آسیایی رابطه‌ای وجود دارد؟

تحلیل همبستگی کانونی[28]

در پژوهش حاضر به‌منظور بررسی رابطۀ میان شاخص‌های سنجش علم و توسعه و محاسبۀ ضریب همبستگی کانونی، شاخص‌های توسعه (توسعۀ انسانی و تولید ناخالص ملی و نابرابری جنسیتی) به‌عنوان متغیرهای ملاک و شاخص‌های علم‌سنجی (شاخص هرش و مقدار کمّی تولیدات علمی) به‌عنوان متغیرهای پیش‌بین در نظر گرفته شده‌اند.

جدول 2. ضرایب همبستگی پیرسون میان شاخص‌های علم و توسعه

انحراف معیار

میانگین

تعداد تولیدات علمی

شاخص هرش

شاخص نابرابری جنسیتی

شاخص تولید ناخالص ملی

شاخص توسعۀ انسانی

ریشه

 

 

 

متغیرهای ملاک

0

7.0

ns041.0

*392.0

**640.0-

* 381.0

1

شاخص توسعۀ انسانی

1902304

857749

**832.0

**737.0

* 312.0-

1

 

شاخص تولید ناخالص ملی

0

4.0

ns250.0-

**460.0-

1

 

 

شاخص نابرابری جنسیتی

 

 

متغیرهای پیش‌بین

141

155

**594.0

1

 

 

 

شاخص هرش

79292

2.30712

1

 

 

 

 

تعداد اسناد علمی

* معناداری در سطح اطمینان 95درصد، ** معناداری در سطح اطمینان 99درصد، ns بی‌معنا

همان‌ طور که در جدول 2 نشان داده شده است، با بررسی ماتریس همبستگی نکات زیر مشخص می‌گردد: از میان شاخص‌های توسعه، دو شاخص توسعۀ انسانی و نابرابری جنسیتی دارای همبستگی قوی می‌باشند. همچنین دو شاخص سنجش علمی (سطح کمّی و کیفی تولیدات علمی) همبستگی بالایی با یکدیگر دارند و اکثریت شاخص‌های دو مجموعۀ توسعه و علم‌سنجی با یکدیگر دارای همبستگی بوده که در این میان، دو شاخص تولید ناخالص داخلی و سطح کمّی تولیدات علمی دارای بالاترین همبستگی می‌باشند. پس از آن دو شاخص تولید ناخالص داخلی و شاخص هرش همبستگی زیادی با یکدیگر دارند. شاخص توسعۀ انسانی با سطح کیفی برون‌دادهای علمی همبستگی معنادار داشته، ولی با سطح کمّی برون‌دادهای علمی دارای همبستگی نمی‌باشد؛ یعنی تغییرات سطح توسعۀ انسانی جوامع با تغییرات سطح کیفی تولیدات علمی هم‌سو، ولی با سطح کمّی تولیدات علمی بی‌ارتباط می‌باشد. شاخص نابرابری جنسیتی با شاخص هرش دارای همبستگی معنادار و معکوس بوده، ولی با سطح کمّی تولیدات علمی دارای همبستگی نمی‌باشد.

 


جدول 3. جدول تست‌های آماری

Chi-square Test with Successive Roots Removed

 

Lambda

Prime

p

df

Chi-sqr

Canonical R-sqr

Canonical R

Root

061942.0

000.0

6

19435.61

922818.0

960634.0

0

802539.0

889.0

2

83944.4

197461.0

444366.0

1

 

 

 

 

 

 

 

با توجه ‌به نتایج مندرج در جدول 3، اولین همبستگی کانونی (000.0 P = و 19435.61 X2 =) از نظر آماری معنادار بوده و بیانگر وجود دو مجموعۀ متغیر (متغیرهای سنجش علم و توسعه) به هم وابسته می‌باشد. سطح معناداری برای دومین متغیر کانونی تشکیل‌شده بیشتر از 05.0 (889.0P = و 83944.461X2 = ) و غیرمعنادار می‌باشد. به همین دلیل از تفسیر آن خودداری کرده و فقط متغیر کانونی اول را مدنظر قرار می‌دهیم. همچنین به‌منظور بررسی نقش هریک از شاخص‌ها در متغیر کانونی معنادار، از ضرایب ساختاری استفاده شده است که اطلاعات آن در جدول 4 نمایان است.

جدول 4. وزن کانونی و ضرایب ساختاری شاخص‌های انتخابی

ضرایب ساختاری

وزن کانونی

 

 

 

متغیرهای ملاک

157404.0-

034863.0

شاخص توسعۀ انسانی

0998810.0-

983598.0-

شاخص تولید ناخالص ملی

350300.0

065830.0

شاخص نابرابری جنسیتی

382.0

 

واریانس استخراج‌شده

352.0

 

ضریب افزونگی

 

 

متغیرهای پیش‌بین

771703.0-

302372.0-

شاخص هرش

969952.0-

790409.0-

تعداد تولیدات علمی

768.0

 

واریانس استخراج‌شده

709.0

 

ضریب افزونگی

92288.0

 

مقدار ویژه

 

 

 

 

 

مطابق جدول 4، از میان دو متغیر پیش‌بین، سطح کمّی تولیدات علمی بالاترین اهمیت را در ساختن متغیر اصلی داشته و شاخص هرش در رتبۀ دوم اهمیت قرار گرفته است. همچنین شاخص‌های نابرابری جنسیتی، توسعۀ انسانی و تولید ناخالص ملی، به‌ترتیب بیشترین تأثیر را از میان متغیرهای ملاک در ایجاد همبستگی کانونی اول داشته‌اند. همان‌ طور که در جدول 4 مشخص است، با توجه ‌به مقادیر ضریب افزونگی، نسبت واریانس تبیین‌شدۀ شاخص‌های سنجش علمی توسط شاخص‌های سنجش توسعه، 35درصد و نسبت واریانس تبیین‌شدۀ شاخص‌های سنجش توسعه توسط شاخص‌های سنجش علمی، 71درصد می‌باشد. آمارۀ مقدار ویژه[29] که به‌ازای هریک از متغیرهای کانونی تشکیل‌شده ارائه می‌گردد، بیانگر سهم واریانس تبیین‌شده توسط هریک از همبستگی‌های کانونی مربوط به دو مجموعۀ متغیر می‌باشد. طبق جدول زیر متغیر کانونی اول توانسته است 92درصد از واریانس دو مجموعۀ متغیر (متغیرهای سنجش علم و توسعه) موردمطالعه را تبیین نماید.

پرسش دوم: وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ توسعۀ انسانی در سال 2012 چگونه است؟

جدول 5. توزیع فراوانی رتبۀ شاخص توسعۀ انسانی

گروه‌ها

فراوانی

درصد

فراوانی تجمعی

50ـ1

6

1.23

1.23

100ـ51

9

6.34

7.57

 150ـ101

10

5.38

2.96

150<

1

8.3

100

 

یافته‌های جدول 5 نشان می‌دهد که 7.57درصد کشورهای موردمطالعه، رتبۀ کمتر از 100 را به خود اختصاص داده‌اند و بیشترین توزیع فراوانی رتبۀ شاخص توسعۀ انسانی کشورهای موردمطالعه مربوط به گروه 150ـ101 با 5.38درصد می‌باشد.

پرسش سوم: وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ تولید ناخالص ملی در سال 2012 چگونه است؟

جدول 6. توزیع فراوانی رتبۀ شاخص تولید ناخالص ملی

گروه‌ها

فراوانی

درصد

فراوانی تجمعی

50ـ1

17

5.65

5.65

100ـ51

7

9.26

3.92

100<

2

7.7

100

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعات مندرج در جدول 6 نشان می‌دهد که 3/92درصد کشورهای موردمطالعه، رتبۀ کمتر از 100 را به خود اختصاص داده‌اند. بیشترین توزیع فراوانی شاخص تولید ناخالص ملی مربوط به رتبه‌های 50ـ1 می‌باشد.

پرسش چهارم: وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ نابرابری جنسیتی در سال 2012 چگونه است؟

جدول 7. توزیع فراوانی رتبۀ شاخص نابرابری جنسیتی

گروه‌ها

فراوانی

درصد

فراوانی تجمعی

50ـ1

8

8.30

8.30

100ـ51

8

8.30

5.61

100<

10

5.38

100

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعات مندرج در جدول 7 نشان می‌دهد که 8.30درصد کشورهای موردمطالعه، رتبۀ کمتر از 100 را دارا می‌باشند. بیشترین توزیع فراوانی شاخص نابرابری جنسیتی مربوط به رتبه‌های 100< می‌باشد.


پرسش پنجم: وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ هرش در سال 2012 چگونه است؟

جدول 8. توزیع فراوانی رتبۀ شاخص هرش

گروه‌ها

فراوانی

درصد

فراوانی تجمعی

50ـ1

9

6.34

6.34

100ـ51

12

2.46

8.80

150ـ101

4

4.15

2.96

150<

1

8.3

100

 

 

 

 

 

 

 

با توجه‌ به اطلاعات مندرج در جدول 8، مشخص شد که 2/46درصد کشورهای موردمطالعه رتبۀ کمتر از 100 را به خود اختصاص داده‌اند. بیشترین توزیع فراوانی شاخص هرش مربوط به رتبه‌های 100ـ51 می‌باشد.

پرسش ششم: وضعیت کشورهای آسیایی به‌لحاظ شاخص‌ سطح کمّی تولیدات علمی در سال 2012 چگونه است؟

جدول 9. توزیع فراوانی رتبۀ سطح کمی برون‌دادهای علمی

گروه‌ها

فراوانی

درصد

فراوانی تجمعی

50ـ1

12

2.46

2.46

100ـ51

12

2.46

3.92

100<

2

7.7

100

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعات مندرج در جدول 9 نشان می‌دهد که 2.46درصد کشورهای موردمطالعه، رتبۀ کمتر از 50 و دقیقاً همین مقدار (2.46درصد) نیز رتبۀ بین 100ـ51 را به خود اختصاص داده‌اند.

بحث و نتیجه‌گیری

امروزه وابستگی انسان‌ها به علم و فناوری بیش از پیش شده است؛ به‌طوری ‌که می‌توان ادعا کرد بسیاری از ابعاد زندگی انسان‌ به‌طور مستقیم و غیر‌مستقیم، تحت‌تأثیر علم و فناوری قرار گرفته است. توسعۀ علم و فناوری از یک نقش حاشیه‌ای و تجملی به یک ضرورت برای توسعۀ همه‌جانبه تبدیل شده است (منیعی و دیگران، 1388). همان ‌طور که اشاره شد، مفهوم توسعۀ انسانی بر اساس سه مؤلفۀ امید به زندگی در بدو تولد، آموزش و سرانۀ درآمد ناخالص ملی (برحسب برابری قدرت خرید به دلار) اندازه‌گیری می‌شود. توسعۀ انسانی روندی‌ است که طی آن امکانات افراد بشر افزایش می‌یابد. توسعۀ انسانی در کل معطوف به بهبود کیفیت زندگی انسان‌هاست. برای اولین ‌بار سازمان ملل در سال 1990 در گزارشی، روندی از شاخص‌های توسعۀ انسانی کشورهای مختلف را ارائه کرد. این شاخص که به HDI معروف است، امروزه به‌عنوان اصلی‌ترین شاخص برای سنجش سطح توسعۀ انسانی جوامع مطرح می‌باشد (احمدی و دیگران، 1391). باید در نظر داشت که این شاخص به‌تنهایی برای ارزیابی توسعه کافی نمی‌باشد؛ ازاین‌رو شاخص‌های متعددی در زمینۀ توسعه مطرح و موردتوجه قرار گرفته‌اند؛ از جمله شاخص تولید ناخالص ملی، نابرابری جنسیتی، فقر و... .

همانند شاخص‌های توسعه، شاخص‌ها و تکنیک‌های متعددی برای علم‌سنجی و ارزیابی بهره‌وری علمی افراد و مؤسسات و کشورها به ‌کار برده می‌شود که نتایج این رتبه‌بندی‌ها اغلب در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت‌های علمی آیندۀ جوامع مورداستفاده قرار می‌گیرند (باجی[30] و دیگران، 2013).

در این پژوهش سعی شد تا به بررسی و مقایسۀ وضعیت شاخص‌های توسعۀ انسانی و توسعۀ اقتصادی و علم‌سنجی در 26 کشور آسیایی پرداخته شود. شاخص‌های به‌کاررفته برای سنجش سطح علمی، ۲ شاخص هرش (سطح کیفی تولیدات علمی) و سطح کمّی تولیدات علمی جوامع و برای سنجش سطح توسعه‌یافتگی جوامع، ۳ شاخص توسعۀ انسانی و تولید ناخالص ملی و شاخص نابرابری جنسیتی می‌باشند. رشد علمی جوامع می‌تواند از دو بعد کمّی و کیفی مورد ارزیابی قرار گیرد. رشد کمّی به معنای افزایش حجم تولید اسناد و برون‌دادهای علمی و پژوهشی و در مقابل رشد کیفی به‌معنای افزایش محتوا و مورداستناد قرارگرفتن در تولیدات علمی جهان است. بر اساس گزارش پایگاه استنادی اسکوپوس، کشور ایران از نظر کمّی توانسته از رتبۀ 53 در سال 1996 به رتبۀ 17 از بین 225 کشور نمایه در این پایگاه، در سال 2012 ارتقا یابد که نشان‌دهندۀ جنبش علمی مؤثر در این راستا می‌باشد؛ اما از نظر کیفی پیشرفت چشمگیری حاصل نشده است. در میان کشورهای آسیایی، دو کشور چین و ژاپن از هر دو بعد کمّی و کیفی رشد علمی، در صدر قرار گرفته‌اند که نشان‌دهندۀ سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و نظام پاداش‌دهی مؤثر به‌منظور ایجاد انگیزه در محققان برای تولید آثار علمی بیشتر و باکیفیت‌تر است.

شاخص توسعۀ انسانی مقیاسی برای ارزیابی بلندمدت پیشرفت در سه حوزۀ اصلی است که این حوزه‌ها عبارت‌اند از: داشتن یک زندگی طولانی و سالم و دسترسی به دانش و برخورداری از معیارِ معاش مناسب و معقول. پیرامون شاخص توسعۀ انسانی، کشور ژاپن بالاترین رتبۀ جهانی (رتبۀ 10) را بین کشورهای آسیایی موردمطالعه به خود اختصاص داده است؛ ولی کشور چین با کسب رتبۀ 110، از نظر شاخص توسعۀ انسانی با وجود سطح کیفی و کمّی بالای تولیدات علمی، در جایگاه مناسبی قرار نگرفته است. این شرایط در مورد ایران نیز صادق می‌باشد؛ یعنی با وجود رتبۀ جهانی 46 و 17 میان 225 کشور پیرامون سطح کیفی و کمّی تولیدات علمی که مخصوصاً در زمینۀ سطح کمّی جایگاه‌های قابل‌ توجهی می‌باشند، از لحاظ شاخص توسعۀ انسانی، رتبۀ 76 میان 187 کشور را به خود اختصاص داده است. این مسئله بیانگر عدم ‌وجود برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌های مناسب به‌منظور کاربردی‌ کردن علوم و به‌ خدمت‌ گرفتن آن برای افزایش سطح توسعه‌یافتگی جامعه است.

بر اساس یافته‌های تحقیق و تجزیه‌وتحلیل اطلاعات بیشترین توزیع رتبۀ شاخص توسعۀ انسانی بین 26 کشور آسیایی موردمطالعه، بین 101 تا 150 (5.38درصد) از مجموع 187 کشور می‌باشد. همچنین بیشترین توزیع رتبۀ مربوط به شاخص تولید ناخالص داخلی، مربوط به گروه 1 تا 50 (5.65درصد) از مجموع 190 کشور و رتبه‌های بالاتر از 100 از میان 187 کشور بیشترین توزیع رتبۀ شاخص نابرابری جنسیتی را به خود اختصاص داده‌اند. علاوه‌ بر این، در بین کشورهای موردبررسی، بیشترین توزیع رتبۀ شاخص هرش، بین 51 تا 100 (2.46درصد) از مجموع 225 کشور است. همچنین بیشترین توزیع رتبۀ سطح کمی تولیدات علمی، بین 26 کشور آسیایی موردمطالعه، به‌طور مساوی مربوط به دو گروه 1 تا 50 و 51 تا 100 (2.46درصد) از مجموع 225 کشور می‌باشد. نتایج تحلیل همبستگی کانونی برای ارزیابی روابط میان شاخص‌های سنجش علم و توسعه نشان داد که همبستگی قوی میان دو شاخص تعداد تولیدات علمی و شاخص هرش (شاخص‌های علم‌سنجی) وجود دارد که با نتایج تحقیقاتی از جمله کلی و جونیونس[31] (2006)، ون ران[32] (2006) و میرحسینی و جلیلی‌باله (1388) مطابقت دارد. همچنین میان سه شاخص توسعۀ انسانی، تولید ناخالص ملی و نابرابری جنسیتی (شاخص‌های توسعه) همبستگی وجود دارد که همبستگی میان شاخص توسعۀ انسانی و نابرابری جنسیتی قوی‌تر می‌باشد. تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که ترکیب خطی مناسب و همبستگی معناداری میان دو مجموعۀ متغیرهای سنجش سطح توسعه‌یافتگی جوامع به‌عنوان متغیرهای ملاک و متغیرهای علم‌سنجی به‌عنوان متغیرهای پیش‌بین وجود دارد و نسبت واریانس تبیین‌شدۀ شاخص‌های سنجش توسعه توسط شاخص‌های سنجش علمی، 71درصد می‌باشد که با نتایج پژوهش موسوی و حکمت‌نیا (1387) و آصف‌زاده، جهاندیده و موسوی (1392) و وینکلر (2008) هم‌سو است.

با توجه ‌به نتایج همبستگی کانونی می‌توان نتیجه گرفت که ایجاد شرایط و زمینه‌های ارتقای سطح کمّی و کیفی تولیدات علمی جوامع، باعث تقویت و بالارفتن سطح توسعه‌یافتگی آن‌ها می‌گردد که این امر نیازمند تلاش‌های همه‌جانبۀ دولت، نهادهای غیردولتی و مردم و سرمایه‌گذاری‌های کلان برای بهبود وضعیت زیرساخت‌های جامعه است. از آنجا که هدف از توسعۀ جوامع افزایش رفاه انسان‌ها می‌باشد، افزایش سهم بودجه R & D، تقویت کیفی دانشگاه‌ها، توجه و سرمایه‌گذاری در راستای کاربردی و تجاری ‌کردن نتایج تحقیقاتی کشور ضروری می‌باشد. همچنین سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی در راستای افزایش توسعه‌یافتگی، موجب کاهش فقر، نابرابری اجتماعی و بهبود وضعیت جوامع در بازار رقابتی جهانی می‌گردد. با توجه‌ به رتبۀ پایین ایران برای شاخص نابرابری جنسیتی، باید تلاش برای کاهش نابرابری بین زنان و مردان افزایش یابد که این امر خود، موجب افزایش شاخص توسعۀ انسانی نیز می‌گردد. اختصاص بودجه و پیگیری دولتی برای حمایت از زنان و بهبود توانایی آنان برای حضور در عرصه‌های اقتصادی و تجاری فراتر از مشاغل سنتی، افزایش آگاهی زنان از حقوق و اطلاعات آنان در زمینۀ سلامت خود راهگشا است.

سرمایه‌گذاری و حمایت دولتی برای افزایش نرخ باسوادی و تحصیلات در جامعه و بهبود وضعیت اشتغال، به‌نحوی‌ که موجب افزایش درآمد سرانه گردد، می‌تواند در بهبود شاخص توسعۀ انسانی مؤثر باشد. همکاری محققان و پژوهشگران داخلی و همچنین مشارکت آنان با پژوهشگران خارجی، جذب پژوهشگران جوان و تبادل تجربیات و همکاری با دانشگاه‌های معتبر دنیا می‌تواند سبب بالابردن کیفیت پژوهش‌ و کمک به افزایش میزان استنادها به مقالات تولیدی ‌گردد؛ ازاین‌رو، برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینۀ نحوۀ نگارش مقالات علمی، روش تحقیق و آشنایی با پایگاه‌های علمی معتبر برای پژوهشگران توصیه می‌شود. بنابراین با توجه ‌به تعدد شاخص‌های علم‌سنجی و توسعه، بررسی شاخص‌هایی از این دو حیطه که در پژوهش حاضر موردبررسی قرار نگرفتند، برای تحقیقات آتی پیشنهاد می‌شود.



[1] . Meo

[2] . Human Development Index

[3] . Gross National Income

[4] . Mahbub ul Haq

[5] . Armatya Sen

[6] . United Nations Development Programme

[7] . Biao

[8] . Klugman

[9] . purchasing power parity

[10] . Gender Inequality Index

[11] . Gaya

[12] . Gross Domestic Production

[13] . Jorge E. Hirsch

[14] . Anderson

[15] . King

[16] . Ranis

[17]. Meho & Rogers

[18]. Vinkler

[19]. De Mesnard

[20]. Jeremic

[21]. Allik

[22]. High Quality Science Index

[23]. Essential Science Indicators

[24]. Erfanmanesh

[25]. SCImago Journal & Country Rank

[26]. World Bank Development Indicators

[27]. Linear Relationship

[28] . Canonical Correlation Analysis

[29] . Eigenvalue

[30] . Baji

[31] . Kelly & Jennions

[32] . Van Raan

آصف‌زاده، سعید، جهاندیده، سپیده و موسوی، عارفه. (1392). رابطۀ بین شاخص توسعۀ انسانی و تعداد مقاله‌های علمی در کشورهای جهان. مجلۀ علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، 2 (67)، 33ـ40.

احمدی، یعقوب، ربانی، رسول و نمکی، آزاد. (1391). شاخص‌های توسعۀ انسانی و فرهنگ سیاسی دموکراتیک (تحلیل ثانویۀ داده‌های پیمایش ارزش جهانی برای استان‌های ایران). مجلۀ مطالعات اجتماعی ایران، 6 (1)، 1ـ31.

تیرگر، آرام، یمین‌فیروز، موسی و دهقان، زهرا. (1393). ارزیابی کیفی برون‌دادهای علمی پژوهشگران با استفاده از واژه‌های کلیدی مشابه. مجلۀ علم‌سنجی کاسپین، 1 (1)، 13ـ18.

جانعلی‌زاده چوب‌بستی، حیدر، فرزانه، سیف‌الله و غلامی، علی‌اصغر. (1392). همبستگی کیفیت زندگی و بهره‌وری علمی اعضای هیئت علمی. فصلنامۀ مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، 4 (12)، 31ـ56.

حسین‌زاده دلیر، کریم و ملکی، سعید. (1385). بررسی وضعیت شاخص‌های توسعۀ انسانی در استان ایلام. مجلۀ جغرافیا و توسعۀ ناحیه‌ای، 6، 1ـ26.

خوش‌چهره، محمد، موسایی، میثم، ناظمی اردکانی، مهدی، واعظ‌زاده، صادق، مبینی دهکردی، علی، کچویان، حسین و نبوی، سید مرتضی. (1388). علم، فناوری و توسعه. راهبرد یاس، 19، 9ـ52.

رحمان‌پور، سمیه، گرجی، حسن‌ابوالقاسم و محمد حسن‌زاده اسفناجی، حافظ. (1387). شاخص هرش (H-index): چالش‌ها و ابزارهای مکمل. مدیریت سلامت، 31 (11)، 69ـ76.

ریاحی، پریسا و قانعی‌راد، محمدامین. (1389). نگاه به علم و فناوری از منظر توسعه؛ بررسی رابطۀ نوآوری و نابرابری. فصلنامۀ تخصصی پارک‌ها و مراکز رشد (رشد فناوری)، 7 (25)، 48ـ58.

ستوده، هاجر و یقطین، مریم. (1394). بررسی بهره‌وری علمی پژوهشگران ایرانی در رشته‌های مختلف بر اساس شاخص سرانۀ انتشار در بازه‌ زمانی 1991ـ2011. مجلۀ مطالعات کتابداری و علم اطلاعات، 15، 65ـ92.

شیخ‌زین‌الدین، محمود، کشمیری، مهدی، خاکباز، حسن و خدابنده، لیلا. (1393). جایگاه کریدورهای علم و فناوری در توسعۀ اقتصاد دانش‌محور. رشد فناوری، فصلنامۀ تخصصی پارک‌ها و مراکز رشد، 10 (38)، 2ـ13.

عباسی، محمدرضا، محمودی میمند، محمد، امیتی، محمدتقی و رحیمی کلور، حسین. (1391). تحلیل روابط بین عوامل مؤثر بر مؤلفه‌های رقابت‌پذیری با استفاده از تکنیک همبستگی کانونی (موردمطالعه: واحدهای ستادی شرکت‌های بیمۀ شهر تهران). پژوهش‌نامۀ مدیریت تحول، 4 (7)، 1ـ20.

علی‌احمدی، علیرضا و قاضی نوری، سید سپهر. (1380). تحلیل روابط میان شاخص‌های گوناگون علم و فناوری با توسعۀ صنعتی در کشورهای جهان (با استفاده از تکنیک همبستگی کانونی). فصلنامۀ پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، 19، 59ـ91.

علیخانی، رحیم و کرمی، نورالله. (1389). بررسی وضعیت و ضریب تأثیر مجلات علمی کشورهای مسلمان در پایگاه اطلاعاتی آی.اس.آی (ISI): مطالعه‌ای کتاب‌سنجی. فصلنامۀ علمی‌پژوهشی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، 25 (4)، 597ـ615.

کلانتری، خلیل. (1375). نقدی بر متدولوژی سنجش سطح توسعۀ انسانی UNDP. فصلنامۀ تحقیقات جغرافیایی، 153ـ166.

منیعی، رضا، لوکس، کارو و فراستخواه، مقصود. (1388). بررسی رابطۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعۀ علمی با استفاده از نقشه‌شناختی. فصلنامۀ پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، 51، 73ـ97.

موسوی، میرنجف و حکمت‌نیا، حسن. (1384). تحلیل عاملی و تلفیق شاخص‌ها در تعیین عوامل مؤثر بر توسعۀ انسانی نواحی ایران. مجلۀ جغرافیا و توسعه، 3 (6)، 55ـ69.

میرحسینی، زهره و جلیلی‌باله، مرجان. (1387). بررسی وضعیت اسناد علمی اعضای هیئت‌علمی دانشکده‌های داروسازی تهران بر اساس شاخص h. فصلنامۀ دانش‌شناسی (علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی و فناوری اطلاعات)، 2 (7)، 85ـ100.

نوروزی‌چاکلی، عبدالرضا و حسن‌زاده، محمد. (1389). توسعۀ علم، فناوری و نوآوری؛ رهیافت شاخص‌های علم‌سنجی. مدیریت اطلاعات سلامت، 7 (4)، 475ـ484.

Allik, J., (2013). Factors affecting bibliometric indicators of scientific quality. Trames, (3), 199-214.

Anderson, T. R., Hankin, R. K., & Killworth, P. D., (2008). Beyond the Durfee square: Enhancing the h-index to score total publication output. Scientometrics, 76(3), 577-588.

Baji, F., Mohammadi, P. P., Nejad, Z. S., & Sharify, S., (2013). Scientific outputs of Middle Eastern countries in Web of Science Database (WOS) from 1990 to 2010. Collnet Journal of Scientometrics and Information Management, 7(1), 111-120.

Biao, I., (2011). Human development index literacy as a new social development theory. International Critical Thought, 1(4), 385-396.

De Mesnard, L., (2012). On some flaws of university rankings: The example of the SCImago report. The Journal of Socio-Economics, 41(5), 495-499.

Erfanmanesh, M., Jahromi, R. B., Hosseini, E., & Gholamhosseinzadeh, Z., (2013). Scientific Productivity, Impact and Collaboration of the Top Asian Countries in Scopus During 1996-2010. Collnet Journal of Scientometrics and Information Management, 7(1), 97-110.

Gaya, A., Klugman, J., Kovacevic, M., Twigg, S., & Zambrano, E., (2010). Measuring key disparities in human development: The gender inequality index. United Nations Development Programme.

Hassanzadeh, M., Nourmohammadi, G., & Noroozichakoli, A., (2009). Organization of Science in Iran: A holistic review. Collnet Journal of Scientometrics and Information Management, 3(2), 53-59.

Jeremic, V., Isljamovic, S., Petrovic, N., Radojicic, Z., Markovic, A., & Bulajic, M., (2011). Human development index and sustainability: What’s the correlation. Metalurgia international, 16(7), 63-67.

Kelly, C. D., Jennions, M. D., (2006). Trands in ecology & evalution, The h index and careerassessment by numbers, 21( 4), 167-170.

King, D. A., (2004). The scientific impact of nations. Nature, 430(6997), 311-316.

Klugman, J., Rodríguez, F., & Choi, H. J., (2011). The HDI 2010: new controversies, old critiques. The Journal of Economic Inequality, 9(2), 249-288.

Meho, L. I., & Rogers, Y., (2008). Citation counting, citation ranking, and h-index of humancomputer interaction researchers: A comparison of Scopus and Web of Science. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 59(11), 1711-1726.

Meo SA, Al Masri AA, Usmani AM, Memon AN, Zaidi SZ, (2013) Correction: Impact of GDP, Spending on R&D, Number of Universities and Scientific Journals on Research Publications among Asian Countries. PLoS ONE 8(10).

Ranis, G., Stewart, F., & Samman, E., (2006). Human development: beyond the human development index. Journal of Human Development, 7(3), 323-358.

SCImago, (2007). SJR — SCImago Journal & Country Rank. Retrieved December 20, 2013, from http://www.scimagojr.com

United Nations Development Program: Human development report 2013 New York: Oxford University Press; 2013.

Van Raan, A. F., (2006). Comparison of the Hirsch-index with standard bibliometric indicators and with peer judgment for 147 chemistry research groups. scientometrics, 67(3), 491-502.

Vinkler, P., (2008). Correlation between the structure of scientific research, scientometric indicators and GDP in EU and non-EU countries. Scientometrics, 74(2), 237-254.

World Bank Development Indicators (WBDI) 2013, from http:// www.worldbank.org..